جمال الدين محمد الخوانساري

38

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

بلكه چنانكه همواره اميد فضل وكرم أو بايد داشت بيم وترس از أو نيز بهمان نحو بايد داشت چنانكه در أحاديث بسيار وارد شده وقبل از اين بعضي از آنها نقل شد . 9405 من علامات الخذلان استحسان القبيح . از نشانهاى خذلانست نيكو شمردن قبيح ، « خذلان كسى » بمعنى ترك يارى اوست ومراد اينست كه از علامات ترك يارى حق تعالى كسى را وا گذاشتن أو بخود اينست كه أو نيكو شمارد زشت وقبيح را وخوب داند آنرا . 9406 من علامات الادبار سوء الظّنّ بالنّصيح . از علامات ادبارست بدگمانى بنصيحت كننده ، يعنى از علامات ادبار وپشت گردانيدن دولت از كسى اينست كه كسى كه أو را نصيحت كند وآنچه خير وصلاح أو باشد باو بگويد أو بدگمان شود ونصيحت أو را معلل بغرض شمارد وعمل نكند بآن . 9407 من النّبل أن تتيقّظ لا يجاب حقّ الرّعيّة إليك وتتغابى عن الجناية عليك . از نبل يعنى بلندى مرتبه يا نجابت يا تندى فطنت اينست كه بيدار باشى از براي ثابت كردن حقّ رعيّت بسوى تو ، وتغافل كنى از گناه بر تو ، خطاب بأمرا وحكّام است و « بيدار باشى از براي ثابت كردن حقّ رعيّت بسوى تو » يعنى از براي اين كه رعيّت حقوقى كه بر يكديگر داشته باشند وثابت كنند نزد تو وتو احقاق حقوق ايشان بكنى ، يا اين كه از براي اين كه كارگزارى كنى حقوقى را كه رعيّت بر تو داشته باشند از رسيدن بأحوال ايشان ودفع ظلم وستم از ايشان ورسيدن بشكوه‌هاى ايشان ومانند اينها ، « وتغافل كنى از گناه بر تو » يعنى دانسته خود را بغفلت اندازى از آن ، وأصلا اظهار آن نكنى كه گويا آگاه نشدى