جمال الدين محمد الخوانساري

14

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

وتندرستى بيمارى زائيده شود ، يا اين كه مغرور بصحّت بدن نبايد شد وبسبب اعتماد بر آن تأخير در مهمّات نبايد كرد ناگاه از صحّت بدن بيماريى متوّلد شود كه مانع از آنها گردد . 9270 من مطاوعة الشّهوة تصاعف الآثام . از موافقت ومتابعت خواهش است تضاعف گناهان ، « تضاعف » بمعنى دو چندان گشتن است ، وظاهر اينست كه مراد در اينجا مطلق زياد شدن وبالا رفتن باشد واين كه بسيارى از گناهان از متابعت خواهش وهوا وهوس ناشى شود . 9271 من الشّقاء احتقاب الحرام . از بدبختيست ذخيرة كردن حرام ، يعنى اين كه مال حرامى را كسب كند وصرف نكند وذخيرة كند وآخرت خود را بآن تباه كند ودر دنيا بهره از آن نبرد . 9272 من أفحش الظّلم ظلم الكرام . از فاحش‌ترين ستم ستم كريمانست ، « فاحش » بدى را گويند كه از حدّ گذشته باشد در بدى ، ومراد اينست كه از بدترين ستمها ستم كريمانست يعنى ستمى كه كسى بر ايشان كند ومراد به « كريمان » چنانكه مكرّر مذكور شد مردم بلند مرتبه است ، يا أهل جود وسخاوت ، وممكن است كه مراد ستمى باشد كه ايشان كنند بر ديگرى ، باعتبار اين كه ستم از ايشان زشتتر وقبيحتر باشد از ستم ديگران . 9273 من الفساد إضاعة الزّاد . از فسادست ضايع كردن توشه ، يعنى از جمله فساد وتباهى حال بلكه عمدة آن ضايع كردن توشه آخرتست وگذاشتن آن واهمال در آن . 9274 من الشّقاء افساد المعاد . از بدبختيست فاسد كردن معاد ، يعنى روز بازگشت خود را ، وچون أكثر مردم خصوصا در آن زمان بدبختى را همين فساد حال دنياي كسى مىدانستند ،