جمال الدين محمد الخوانساري
96
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
باعتبار اينست كه آدمي در حالي كه رو مىآورد بسوى كسى بطن أو بجانب اوست ودر وقتي كه پشت مىگرداند ظهر أو بسوى اوست ، پس برخوردن ببطن چيزى مطلقا كناية شده از اقبال وبظهر از ادبار پس مراد در اين فقرهء مباركه اينست كه بر نمىخورد أحدى از شادمانى آن اقبالى را مگر اين كه عطا ميكند أو را از سختى خود ادبارى ، ومراد اقبال وادبار آن أحدست نه اقبال وادبار شادمانى وسختى ، ويا باعتبار اينست كه مشى در بطون واديها آسانترست از سير بر پشتهها وتلها ، واللّه تعالى يعلم . 7542 لم يفد من كانت همته الدّنيا عوضا ولم يقض مفترضا . كسب نكرده كسى كه بوده باشد همت أو دنيا عوضى ، وبجا نياورده مفترضى ، يعنى كسى كه عزم أو دنيا باشد واز براي آن سعى كند أو عوضى از براي سعى خود بتعب وزحمت آن كسب نكند ، زيرا كه آنچه كسب كند از دنيا هر قدر كه باشد پوچ وباطلست وعوض آن نمىتواند شد ، و « بجا نياورده مفترضى را » يعنى امر واجبي را يا امر ضرور لازمى را ، زيرا كه دنيا بهر نحو كه باشد مىگذرد وچندان محتاج بسعى وهمت وعزم آن نيست پس وجوب ولزومى ندارد ، وممكن است « يفد » بصيغهء مجهول خوانده شود وبنا بر اين ترجمه اينست كه : « عطا كرده نشده كسى ، تا آخر » وحاصل هر دو يكيست . 7543 لم يكتسب مالا من لم يصلحه . كسب نكرده مالي كسى كه اصلاح نكرده آنرا ، يعنى در مصارف ضروري وخير صرف نكرده ، يعنى مالي كه در آنها صرف نشود در حقيقت مال نيست بلكه وبالست . 7544 لم يرزق المال من لم ينفقه . روزى كرده نشده مال كسى كه انفاق وخرج نكرده آنرا ، يعنى آن در حقيقت مال نيست بلكه وبالست .