جمال الدين محمد الخوانساري
90
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
نيست چيزى خوانندهتر بسوى زايلشدن نعمتي وشتاب كردن عقوبتي از ايستادگى كردن برستمى . 7524 ليس للعاقل ان يكون شاخصا الّا في ثلاث ، حظوة في معاد ، أو مرمّة لمعاش ، أو لذّة في غير محرم . نيست مر عاقل را اين كه بوده باشد رونده مگر در سه چيز ، حظوهء در روز بازگشت ، يا مرمّتى از براي معاش ، يا لذّتى در غير آنچه حرام شده باشد . « حظوه » ظاهر اينست كه بحاى بىنقطه وظاى نقطه دار باشد بمعنى نصيب وبهره ، يعنى يكى از آن سه اينست كه حركت كند از براي تحصيل نصيب وبهرهء در روز بازگشت امّا در نسخهها كه بنظر رسيد بخاى با نقطه وطاى بىنقطه است بمعنى گام برداشتن « 1 » ، وبنا بر اين مراد اينست كه يكى گام برداشتنى است كه بكار آيد در روز بازگشت . 7525 ليس شيء اعزّ من الكبريت الأحمر الّا ما بقي من عمر المؤمن . نيست چيزى عزيزتر از كبريت احمر مگر آنچه باقي مانده باشد از عمر مؤمن ، يعنى آنرا عزيزتر از كبريت احمر بايد داشت وصرف نكرد مگر در آنچه ضرور باشد از أمور دنيا وآخرت ، ومراد به « كبريت أحمر » ياقوت سرخ است يا طلاى خالص ، وممكن است كه كبريت معروف قسم سرخى داشته باشد كه بسيار كمياب باشد وكثير النفع ، وبآن اعتبار شهرت كرده باشد بعزيزى . 7526 ليس ثواب عند اللّه سبحانه أعظم من ثواب السلطان العادل والرّجل المحسن . نيست ثوابي نزد خداى سبحانه عظيمتر از ثواب پادشاه عادل ومرد احسان كننده .
--> ( 1 ) بنا بر ترجمهء شارح ( ره ) بايد « خطوه » را بفتح خاء خواند وبناء مرّه گرفت زيرا اگر بضمّ خاء قرائت شود بمعنى گام است كه « ما بين القدمين » باشد ومعنى مصدري ندارد .