جمال الدين محمد الخوانساري
474
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
9237 من خبث عنصره ساء محضره . هر كه بد باشد أصل أو بد باشد حضور أو ، يعنى مصاحبت وهمراه بودن با أو . 9238 من كرم محتده « 1 » حسن مشهده . هر كه گرامى باشد أصل أو نيكو باشد حضور أو ، يعنى مصاحبت ومجالست با أو . 9239 من ناهز الفرصة أمن الغصّة . هر كه غنيمت شمارد فرصت را أيمن گردد از غصّه ، مراد به « غنيمتشمردن فرصت » اينست كه آن را از دست ندهد وفرصت هر كارى كه در كار باشد هرگاه يابد كاهلي نكند وتأخير نكند آن را از آن . 9240 من عدل عن واضح المحجّة غرق في اللجّة . هر كه بگردد از واضح محجّه غرق شود در لجّه ، « محجّه » جادّهء راه است ، و « لجّه » معظم آب ، ومراد اينست كه جادّهء راه حق راه واضح وآشكارست از براي هر كه طلب آن كند وهر كه بگردد وعدول كند از آن غرق شود در لجّه ، يعنى هلاك شود مانند كسى كه در لجّه غرق شود . 9241 من كشف مقالات الحكماء انتفع بحقائقها . هر كه پرده بردارد از سخنان حكما سودمند گردد بحقايق آنها ، مراد به « حكما » چنانكه مكرّر مذكور شد أهل علوم راست ودرست است ومراد اينست كه در سخنان ايشان حقايق ومعارف پنهانست كه هر كه خوب تفكّر كند در آنها وپرده بردارد از آنچه پنهان باشد در آنها نفع يابد بآن حقايق ومعارف . 9242 من اعتبر الأمور وقف على مصادقها . هر كه بسنجد كارها را آگاه گردد بر مصداقهاى آنها ، يعنى هر كه بسنجد
--> ( 1 ) شارح ( ره ) « محتد » را بفتح تاء ضبط كرده وگويا نظرش برعايت ازدواج با « مشهد » بوده است واگر نه محتد طبق تصريح علماى لغت بكسر تاء است ، فراجع ان شئت .