جمال الدين محمد الخوانساري

457

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

9156 من وكّل به الموت اجتاحه وأفناه . هر كه گماشته شده باو مرگ از بيخ بر كند أو را وفانى كند أو را ، غرض از اين نيز همانست كه در شرح فقرهء سابق مذكور شد . 9157 من زرع الإحن حصد المحن . هر كه بكارد احن درو كند محن ، « إحن » بكسر همزه وفتح حاء بىنقطه بمعنى كينه‌هاست ، و « محن » بكسر ميم وفتح حاء بىنقطه نيز بمعنى محنتهاست ، پس ترجمه اينست كه : هر كه بكارد كينه‌ها درو كند محنتها . 9158 من منّ باحسانه فكأنّه لم يحسن . هر كه منّت بگذارد باحسان خود پس گويا كه أو احسان نكرده . 9159 من اشتاق أدلج . هر كه مشتاق باشد اوّل شب براه افتد ، غرض اينست كه هر كه مشتاق چيزيست شتاب كند در سعى از براي آن ، پس كسى كه مشتاق بهشت ونعمتهاى آن ورستگارى از جهنّم وعذابهاى آن باشد بايد كه شتاب كند در سعى در أسباب آنها . 9160 من استدام قرع الباب ولجّ ولج . هر كه دايم دارد كوبيدن در را ولجاجت كند باز كند « 1 » ، مراد ترغيب در سعى است در مهمّى كه باشد واين كه هر كه سعى كند در مطلبي كه داشته باشد غالب اينست كه برسد بآن . 9161 من غفل عن حوادث الأيّام أيقظه الحمام . هر كه غافل شود از حوادث ايّام بيدار كند أو را حمام يعنى تقدير مرگ ، غرض ترغيب در آگاهيست وتدبير از براي حوادث روزگار واين كه كسى كه

--> ( 1 ) « باز كند » معنى لازم كلمه است ومعنى مطابقي آن « داخل مىشود » است .