جمال الدين محمد الخوانساري
416
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
8994 من لم يعمل للآخرة لم ينل أمله . هر كه عمل نكند از براي آخرت نرسد باميد خود ، يعنى نيكبختى اخروى كه هر مؤمني اميد آن دارد يا آن اميدى كه آن عمل را از براي آن كرده نه از براي آخرت مثل رسيدن نفع دنيوي باو بسبب آن عمل ريائى . 8995 من لم يملك شهوته لم يملك عقله . هر كه مالك نباشد خواهش خود را مالك نباشد عقل خود را ، يعنى تا كسى مالك خواهش وهوا وهوس خود نشود وآنها را در فرمان خود نياورد مالك عقل خود نشود ، زيرا كه هرگاه هوا وهوس غالب باشد بر كسى بسيارست كه عقل أو نيز تابع آنها گردد وبمقتضاى آنها حكم كند ، حكم عقل در هر باب وقتي اعتبار دارد وبر وفق حقّ است كه آدمي در آن باب خود را از خواهش يك طرف برى وعرى سازد وهمهء أطراف آن در نظر أو يكسان باشد . 8996 من لم يشكر الإحسان لم يعده الحرمان . هر كه شكر نكند احسان را تجاوز نكند أو را حرمان ، يعنى نمىشود كه ديگر محروم نگردد از احسان ، ومحرومى در گذرد از أو . 8997 من لم يصدق من اللَّه خوفه لم ينل منه الأمان . هر كه راست نباشد ترس أو از خدا نرسد از أو بأمان ، يعنى نرسد بايمنى از عذاب وعقاب أو . 8998 من لم يحمل « 1 » قيلا « 2 » لم يسمع جميلا .
--> ( 1 ) كذا در تمام نسخ ومظنون بظنّ قوىّ متاخم بعلم آنست كه « يجمل » باشد يعنى مضارع از باب افعال از مادّهء « ج م ل » يعنى هر كه نيكو نكند گفتار را نشنود نيكو را يعنى مقدّمهء شنيدن گفتار خوب ابتدأ كردن طرف است بگفتار خوب » . ( 2 ) در بعضي نسخ « قليلا » ياد شده است .