جمال الدين محمد الخوانساري

411

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

داند بآن مطلب نرسد . 8971 من لم يصبر على مضض التّعليم « 1 » بقي في ذلّ الجهل . هر كه صبر نكند بر درد تعليم باقي ماند در خوارى جهل ، يعنى آدمي تعب وزحمتى كه در گرفتن تعليم وآموزاندن كسى علم را باو باشد بايد كه بر خود گذارد وصبر بر آن كند واگر نه در خوارى جهل وناداني باقي ماند . 8972 من لم يهذّب نفسه لم ينتفع بالعقل . هر كه پاكيزه نگرداند نفس خود را سودمند نگردد بعقل ، يعنى ثمرهء عقل ونفع آن پاكيزه كردن نفس خودست از گناهان واخلاق وصفات ذميمه ، پس عاقلى كه چنان نكند سودى از عقل وخرد خود نبرد . 8973 من لم يقبل التّوبة عظمت خطيئته . هر كه قبول نكند توبه را عظيم باشد گناه أو ، يعنى هرگاه كسى نسبت بكسى گناهى كرده باشد وتوبه واظهار پشيمانى كند بايد قبول كند واگر نه گناه أو عظيم باشد . 8974 من لم تسكن الرّحمة قلبه قلّ لقاؤها له « 2 » عند حاجته . هر كه ساكن نشود رحم در دل أو كم باشد ملاقاة آن مراد را نزد حاجت أو بآن ، يعنى كم باشد كه حقّ تعالى يا مردم أو را رحم كنند در وقتي كه محتاج برحم باشد . 8975 من لم تعرف الكرم من طبعه فلا ترجه . هر كه نشناسى كرم را از طبع أو پس اميد مدار أو را ، يعنى تا كسى را ندانى

--> ( 1 ) كذا في النّسخ وقويّا محتمل است كه محرّف باشد وأصل « التعلّم » از باب تفعّل بوده باشد كه در آن صورت معنى روبراه‌تر وبدون تكلّف خواهد بود . ( 2 ) در بعضي نسخ « لقاؤه لها » بجاى « لقاؤها له » ضبط شده است .