جمال الدين محمد الخوانساري
402
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
هر كه علم نياموزد در كوچكى پيش نيفتد در بزرگى ، مراد اينست كه كسى كه خواهد كه در بزرگى بلند مرتبه باشد ورتبهء أو مقدّم باشد بر ديگران ، بايد كه در كوچكى شروع كند در آموختن علم ، تا در بزرگى عالم باشد وبلند مرتبه ومقدّم گردد بر ديگران ، واگر چنين نكند يا جاهل ماند وپستى مرتبهء أو ظاهرست ، ويا در بزرگى شروع كند بآموختن وأو چنان مرتبهء در علم تحصيل نكند كه بسبب آن رتبهء أو مقدّم گردد ، وبر تقديرى كه تحصيل كند قدرى از ايّام بزرگى را در پستى گذرانيده ، بخلاف كسى كه در كوچكى شروع كرده باشد در آن ، وممكن است كه مراد اين باشد كه : كسى كه در كوچكى علم نياموزد مقدّم نگردد در علم ودانستن بر ديگران ، وغرض اين باشد كه كسى كه خواهد كه در علم فائق گردد بر ديگران بايد كه در كوچكى علم بياموزد ، وكسى كه در كوچكى نياموزد ودر بزرگى شروع بآن كند فائق نگردد . 8938 من فهم مواعظ الزّمان لم يسكن إلى حسن الظّن بالأيّام . هر كه بفهمد پندهاى روزگار را آرام نگيرد بسوى نيكوئى گمان بروزها ، مراد اينست كه روزگار بزبان حال پندها مىدهد مردم را كه كسى كه بفهمد آنها را آرام نگيرد بنيكوئى گمان بآن ، باعتبار اين كه گمان أو بآن هرگز نيكو نشود تا اين كه آرام گيرد بآن ، زيرا كه آن همهء تغيّرات وتبدّلات كه نسبت بهمهء طوايف أنام در آن واقع شده ومىشود هر يك موعظه وپنديست باين كه آن را قرار واستقرارى نباشد وبا هر كه موافقت كند چند روزى بيش نيست وبزودى از أو برگردد پس هر كه بفهمد آنها را هر چند روزگار بر وفق مرام أو باشد گمان أو بآن نيكو نشود وبآن آرام نگيرد ، زيرا كه داند كه آن را بقا وثباتى نباشد پس فريب آن نخورد وبآن مغرور نشود . 8939 من عرف خداع الدّنيا لم يغترّ منها بمحالات الأحلام .