جمال الدين محمد الخوانساري
398
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
دوستى أو ، غرض ترغيب در اينست كه كسى كه خواهد كه شخصي را ببرادرى فرا گيرد آن بعد از آزمايش نيكو باشد تا اين كه محبّت أو دايم ماند ، ودوستى ميانهء ايشان محكم باشد ، واگر چنين نكند بسيار باشد كه بعد از طرح برادرى ودوستى چيزى چند از أو ظاهر شود كه أو را ناخوش باشد وباعث بر هم خوردن برادرى شود وسبب تشنيع وملامت مردم گردد . 8922 من لم يقدّم في اتّخاذ الإخوان الاعتبار دفعه الاغترار إلى صحبة الفجّار . هر كه پيش نيندازد در فرا گرفتن برادران اعتبار وسنجيدن را بيندازد أو را فريب خوردن بسوى صحبت فجّار ، اين نيز ترغيب در اينست كه فرا گرفتن برادران بعد از اعتبار وسنجيدن ايشان وظاهر شدن خوبى ونيكوكارى ايشان باشد كه اگر چنين نكند بسيار شود كه فريب خورد وبا ايشان برادر شود وايشان فاسق وفاجر باشند وبا ايشان بايد كه مصاحبت كرد تا اين كه مورد تشنيع مردم ونسبت بيوفائى وبو الهوسى نگردد ، يا اين كه بسبب برادرى پيوند يا شركت يا رفاقت سفري ميانهء ايشان شده باشد كه ترك آن نتواند كرد . 8923 من اتّخذ أخا من غير اختبار ألجأه الاضطرار إلى مرافقة الأشرار . هر كه فرا گيرد برادرى بىآزمايش مضطرّ سازد أو را بيچارگى بسوى رفيق شدن با بدان ، اين نيز مضمون فقرهء سابقست ، ومراد اينست كه : هر كه بىآزمايشى برادرى فرا گيرد بسيار شود كه أو بد ظاهر شود وأو مضطرّ شود برفيق شدن با أو بسبب آنكه چارهء ديگر نداشته باشد بغير آن ، چنانكه در شرح فقرهء سابق مذكور شد . 8924 من صبر فنفسه وقّر ، وبالثّواب ظفر ، وللَّه سبحانه أطاع . هر كه صبر كند پس نفس خود را باوقار كند ، وبثواب فيروزى يابد ، ومر خداى