جمال الدين محمد الخوانساري

391

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

8892 من أطال الحديث فيما لا ينبغي فقد عرّض نفسه للملامة . هر كه دراز گرداند سخن را در آنچه سزاوار نباشد پس بتحقيق كه در آورد نفس خود را در معرض ملامت وسرزنش . 8893 من زاغ ساءت عنده الحسنة ، وحسنت عنده السّيّئة ، وسكر سكر الضّلالة . هر كه ميل كند بد گردد نزد أو حسنه ، ونيكو گردد نزد أو سيّئه ، ومست گردد مستى گمراهى . مراد اينست كه كسى حسنهء واقعي را خوب داند ، وسيّئهء واقعي را بد داند كه بر حقّ باشد واز آن ميل نكند ، كسى كه بسبب خواهش ميل از آن كند مست گردد بسبب آن گمراهى ، وواقع را نيابد ، وهر حسنه را كه موافق خواهش أو نباشد بد داند ، وهر سيّئه را كه موافق آن باشد نيكو شمارد . 8894 من اعتذر من غير ذنب فقد أوجب على نفسه الذّنب . هر كه عذرخواهى كند بىگناهى پس بتحقيق كه ثابت كند بر نفس خود گناه را ، مراد منع از عذرخواهيهاست كه گاهى بعضي مردم ميكنند بي اين كه گناهى كرده باشند واين كه اين اثبات گناهى بر نفس خود ميكند . 8895 من طلب من الدّنيا شيئا فاته من الآخرة أكثر ممّا طلب . هر كه طلب كند از دنيا چيزى را فوت شود أو را از آخرت زيادة از آنچه طلب كند ، مراد منع از طلب كردن چيزيست از دنيا كه ضرور نباشد واز براي آخرت نباشد ، واين كه آن باعث اين مىشود كه فوت شود أو را از آخرت زيادة از آنچه طلب كند كه آن ثواب واجر فقر در دنياست .