جمال الدين محمد الخوانساري
386
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
8868 من أحبّ رفعة الدّنيا والآخرة فليمقت في الدّنيا الرّفعة . هر كه دوست دارد بلندى دنيا وآخرت را پس دشمن دارد در دنيا بلندى را يعنى بلندى دنيوي را كه بلندى اخروى با آن نباشد ، وممكن است كه مراد اين باشد كه هر كه دشمن دارد بلندى دنيوي را بلند گردد مرتبهء أو در دنيا وآخرت پس چون بلندى دنيا وآخرت ثمرهء آن دشمنى است ودر واقع بر آن مترتب مىشود وشايع است در ثمرههاى كارها اين كه مىگويند : هر كه اين ثمره را دوست دارد فلان كار بكند در اينجا نيز كلام بر وفق آن جارى شده هر چند در اينجا دوست داشتن بلندى دنيوي با دشمنى آن جمع نشود وغرض مجرّد اينست كه بلندى دنيوي واخروى ثمره ونتيجهء دشمنى بلندى اخرويست نهايت تعبير از اين يا بعبارت شده « 1 » باعتبار شيوع آن با آنكه آن در اين مقام خالى از لطفى نيست . 8869 من تذلّل لأبناء الدّنيا تعرّى من لباس التّقوى . هر كه فروتنى كند از براي ابناي دنيا برهنه گردد از لباس پرهيزگارى . 8870 من قصّر نظره على أبناء الدّنيا عمى عن سبيل الهدى . هر كه مقصور سازد نگاه خود را بر أبناى دنيا كور گردد از راه هدى . مراد به « مقصور ساختن نگاه خود بر ابناي دنيا » اينست كه همين نگاه بأهل دنيا كند وتتبّع وپيروى سلوك وطريقه ايشان نمايد ودر نگذراند نظر خود را از ايشان باهل آخرت وپيروى ايشان ، و « هدى » بضمّ هاء بمعنى راه يافتن بحقّ است يا رسيدن بآن . 8871 من لم ينزّه نفسه عن دناءة المطامع فقد أذلّ نفسه وهو في الآخرة أذلّ وأخزى . هر كه پاك نگرداند نفس خود را از پستى طمعها پس بتحقيق كه خوار گرداند
--> ( 1 ) كذا وشايد مراد اينست : « تعبير از آن باين عبارت شده » ويا « با آنكه » در سطر آينده « يا آنكه » ميباشد ( بياء دو نقطهء زير ) .