جمال الدين محمد الخوانساري
381
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
8849 من تبصّر في الفطنة ثبتت له الحكمة وعرف العبرة . هر كه بينا گردد در فطنت ثابت وبرقرار گردد از براي أو حكمت ، وشناسد عبرت را ، « فطنت » بمعنى زيركيست ، و « حكمت » علم راست وكردار درست ، و « عبرت » پى بردن از چيزهاست بچيزهاى ديگر مثل آثار خوب وبد آنها ، ومراد به « بينا گشتن در زيركى » بينا گشتن بسبب آنست يا بينا گشتن در استعمال وكاربردن آن ، ودر بعضي نسخهها بر اين نحوست : « من تبصّر في الفطنة ثبتت له الحكمة » « 1 » . هر كه بينا شود در فطنت ثابت شود از براي أو حكمت . « من ثبتت له الحكمة عرف العبرة » . هر كه ثابت شود از براي أو حكمت بشناسد عبرت را . 8850 من عرف العبرة فكأنّما عاش في الأوّلين . هر كه بشناسد عبرت را پس گويا زندگانى كرده در آنان كه اوّل بودند يعنى زندگانى كرده با ايشان تا حال ، زيرا كه كسى كه عبرت را شناسد عبرت گيرد از أحوال وقصص همهء ايشان پس گويا در ميانهء همهء ايشان بوده وتجربهها كرده . 8851 من استسلم للحقّ وأطاع المحقّ كان من المحسنين . هر كه أطاعت كند مر حقّ را ، وفرمانبردارى كند كسى را كه بر حقّ باشد بوده باشد از نيكوكاران . 8852 من تعمّق لم ينب إلى الحقّ .
--> ( 1 ) يعنى دو حديث مستقلّ است چنانكه هر دو نسخهء چاپى بر اين نحو است ( رجوع شود بچاپ صيدا صفحهء 213 سطر 21 ، وچاپ هند صفحهء 329 ، سطر 15 ) .