جمال الدين محمد الخوانساري
375
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
8818 من يكن اللَّه نصيره يغلب خصمه ويكن له حزبا . هر كه بوده باشد خدا يارى كنندهء أو غلبه كند بر دشمن خود ، وبوده باشد از براي أو گروهى يعنى بجاى گروه أعوان وأنصار أو . 8819 من استقبل وجوه الآراء عرف مواقع الخطاء . هر كه پيش ببيند وجوه رأيها را بداند موقعهاى خطا را ، يعنى هر كه پيش از كارها تأمّل وتدبّر كند ووجه هر رائى را ببيند وملاحظه نمايد بشناسد مواقع خطا را وخطا كم كند بخلاف كسى كه بىتأمّل كارها را كند كه خطا از أو بسيار واقع شود . 8820 من يكن اللَّه أمله يدرك غاية الأمل والرّجاء . هر كه بوده باشد خدا اميد أو دريابد نهايت اميد وآرزوى خود را . 8821 من استقصر بقاءه وأجله قصر رجاؤه وأمله . هر كه كم شمارد بقاى خود ومدّت عمر خود را كوتاه باشد اميد أو وامل أو ، وممكن است كه « قصّر » بتشديد خوانده شود وترجمه اين باشد كه : كوتاه كند اميد خود وامل خود را . 8822 من جرى في عنان أمله عثر بأجله . هر كه روان شود در جلو اميد خود برو در افتد بأجل خود ، يعنى هميشه در جلو آن برود وقرار وآرام نگيرد تا وقتي كه بمرگ برو در افتد . 8823 من تلذّذ بمعاصى اللَّه أورثه اللَّه ذلّا . هر كه لذّت جويد بمعصيتهاى خدا ميراث دهد أو را خدا خواريى يعنى حقّ تعالى أو را بجزاى آن خوار وذليل گرداند . 8824 من حسن رضاه بالقضاء حسن صبره على البلاء .