جمال الدين محمد الخوانساري

370

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

هر كه انس بگيرد بتلاوت قرآن بوحشت نيندازد أو را جدائى برادران . 8791 من شكا ضرّه إلى غير مؤمن فكأنّما شكا اللَّه سبحانه . هر كه شكوه كند بدى حال خود را بسوى غير مؤمني پس گوئيا شكوه كند خداى سبحانه را . 8792 من شكا ضرّه إلى مؤمن فكأنّما شكا إلى اللَّه سبحانه . هر كه شكوه كند بدى حال خود را بسوى مؤمني پس گوئيا شكوه كند بسوى خداى سبحانه ، زيرا كه حقّ تعالى چون مؤمن دوست اوست رخصت داده بشكوه واظهار بدى حال خود نزد أو ، تا اين كه أو رفع آن نمايد ، بلكه ترغيب فرموده در آن وآن را يكى از وسائل گردانيده از براي بندگان خود ، پس شكوه نزد أو چون باذن وفرمان حقّ تعالى است ونزد بندگان دوست اوست بمنزلهء شكوه نزد اوست تعالى شأنه ، بخلاف غير مؤمن كه أو دشمن خداست ، وظاهرست كه شكوهء بندهء كسى نزد دشمن أو بمنزلهء شكوه از اوست . 8793 من عظّم صغار المصائب ابتلاه اللَّه بكبارها . هر كه عظيم شمارد مصيبتهاى كوچك را مبتلى گرداند أو را خدا بمصيبتهاى بزرگ . 8794 من أطاع نفسه في شهواتها فقد أعانها على هلكها . هر كه فرمان برد نفس خود را در خواهشهاى آن پس بتحقيق كه يارى كرده آنرا بر هلاكت آن . 8795 من أخّر الفرصة عن وقتها فليكن على ثقة من فوتها . هر كه پس اندازد فرصت را از وقت آن پس بايد كه بوده باشد بر اعتماد از فوت آن ، مراد منع از تأخير فرصت است واين كه كسى كه تأخير كند بايد كه قرار دهد بر خود فوت آن را ، زيرا كه غالب اينست كه همين كه تأخير شود كارى