جمال الدين محمد الخوانساري

367

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

هر كه محتاج باشد بسوى تو بوده باشد فرمانبردارى أو مر ترا بقدر حاجت أو بسوى تو ، مراد اينست كه باين فرمانبردارى فريب أو نبايد خورد واز آن راه أو را دوست خالص خود نبايد دانست ، أكثر اينست كه آن فرمانبردارى بقدر حاجت اوست همين كه آن برآمد زايل شود واز فوايد آن اين نيز مىتواند بود كه اگر كسى كارى بچنين كسى داشته باشد پيش از برآمدن حاجت أو باو بفرمايد تا أو فرمان برد كه بعد از آن فرمان بردن أو معلوم نيست . 8779 من أخافك لكي يؤمنك خير لك ممّن يؤمنك لكي يخيفك . هر كه بترساند ترا تا اين كه أيمن گرداند ترا بهترست از براي تو از كسى كه أيمن گرداند ترا ، تا اين كه بترساند ترا ، مراد به « كسى كه بترساند أو را تا اين كه أيمن گرداند » كسيست كه منع كند أو را از معاصي ومنكرات تا اين كه أو بازايستد از آنها وعاقبت أيمن گردد از عذاب وعقاب آنها ، پس آن ايمنى چون بسبب أو شده پس گويا در آخر أيمن گردانيده أو را ، وبه « كسى كه أيمن گرداند أو را تا اين كه بترساند » كسيست كه مداهنه كند با أو ومنع نكند أو را از آنها ، بلكه جرأت فرمايد أو را باميدوار نمودن بسعت رحمت حقّ تعالى وأمثال آن تا اين كه أو أيمن گردد ومرتكب آنها شود وعاقبت بترسد ، وچون منشأ ، آن خوف وترس أو شده پس گويا أو ترسانيده أو را . 8780 من حاط النّعم بالشّكر حيط بالمزيد . هر كه نگاهدارد نعمتها را بشكر نگاهداشته شود بزيادتى ، يعنى نگاهداشته شود أو همراه با زيادتى نعمت . 8781 من سعى بالنّميمة حاربه القريب ومقته البعيد . هر كه عمل كند بسخن‌چينى يعنى كار أو سخن چينى باشد جنگ كند با أو نزديك ودشمن دارد أو را دور ، مراد اينست كه همه كس با أو بد گردند هر كه