جمال الدين محمد الخوانساري
345
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
8676 من استخفّ بمواليه استثقل وطأة معاديه . هر كه سبك گرداند دوستان خود را « 1 » سنگين گرداند پايمال كردن دشمنان خود را يعنى پايمال كردن دشمنان را سنگين وگران گرداند بر خود ونتواند كه ايشان را پايمال كرد ، بخلاف كسى كه دوستان خود را سبك وخوار نكند ورعايت وحمايت ايشان كند كه بر أو بمعاونت ايشان سبك وسهل باشد پامال كردن دشمنان ، وممكن است كه ترجمه اين باشد كه : هر كه سبك شمارد دوستان خود را سنگين شمارد پامال كردن دشمنان خود را ، يعنى هر كه در نظر أو سبك وبىقدر باشد فرا گرفتن دوستان از براي خود واز آن راه دوستان فرا نگيرد پايمال كردن دشمنان در نظر أو گران وسنگين گردد وآن را دشوار شمارد بخلاف كسى كه فرا گرفتن دوستان در نظر أو سنگين وبا قدر باشد ودوستان فرا گرفته باشد كه پايمال كردن دشمنان در نظر أو سبك وسهل باشد ، وممكن است كه مراد به « سنگين كردن پايمال دشمنان » سنگين كردن پايمال دشمنان باشد أو را ، يعنى اين كه دشمنان أو را پايمال سخت گرانى دهند ، وهمچنين مراد به « سنگين شمردن آن » اين باشد كه از دشمنان پايمالى باو رسد كه آن را سنگين وگران شمارد . 8677 من قلّت فضائله ضعفت وسائله . هر كه كم باشد فضايل أو ضعيف باشد وسايل أو ، غرض اينست كه فضايل وافزونيهاى مرتبه ، وسايل برآمدن حاجات دنيوي واخروى مىگردد ، پس هر كه فضايل أو كم باشد وسايل أو ضعيف باشد .
--> ( 1 ) معلوم مىشود كه شارح ( ره ) « موالى » را بفتح ميم خوانده وجمع مولى دانسته است وممكن است كه بقرينهء مقابله با كلمهء « معادى » در لفظ « معاديه » اسم فاعل از باب مفاعله خوانده شود ومعنى همان باشد كه در شرح نوشته شده است واين قرائت نظر برعايت ازدواج لفظي انسب است اگر چه « معاديه » بصيغهء جمع هم بر اين وزن درست است زيرا كه أصل آن بر اين فرض « معادين » بوده ونون جمع بجهت اضافه بضمير ساقط شده است فتفطّن .