جمال الدين محمد الخوانساري
328
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
فرصت آن ندهد ، كسى كه شتاب نكند غافل است از مرگ ودر فكر آن نباشد . 8591 من اشتاق إلى الجنّة سلا عن الشّهوات . هر كه مشتاق باشد بسوى بهشت فراموش كند شهوتها را . 8592 من أشفق من النّار اجتنب المحرّمات . هر كه بترسد از جهنّم اجتناب كند از حرامها . 8593 من أحبّ الدّار الباقية لهى « 1 » عن اللّذّات . هر كه دوست دارد سراى باقي را فراموش كند لذّتها را وترك كند ياد آنها را . 8594 من أشعر قلبه التّقوى فاز عمله . هر كه شعار دل خود گرداند پرهيزگارى را فيروزى يابد عمل أو ، يعنى فيروزى يابد بقبول ومقبول گردد ، و « شعار » چنانكه مكرّر مذكور شد جامهايست كه ملاصق بدن وموى آن باشد و « شعار گردانيدن پرهيزگارى از براي دل » اينست كه آنرا لازم دل خود سازد واز آن جدا نسازد مانند آن جامه . 8595 من ساء خلقه ملّه أهله . هر كه بد باشد خوى أو ملول گردند از أو أهل أو . 8596 من استطال على النّاس بقدرته سلب القدرة . هر كه سربلندى كند بر مردم بسبب توانائى كه داشته باشد زايل كرده شود از أو توانائى . 8597 من عفّ خفّ وزره ، وعظم عند اللَّه قدره .
--> ( 1 ) كذا بخطّ الشارح ( ره ) وفي غالب النسخ پس معتلّ اللام يائى است ودر بعضي نسخ « لها » است پس معتلّ اللام واوى است وهر دو در اينجا بيك معنى است چنانكه گذشت در صفحهء 325 .