جمال الدين محمد الخوانساري

31

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

7337 لرسل اللّه في كلّ حكم تبيين . از براي پيغمبرانست در هر حكمي بيان نمودنى ، يعنى هر حكمي را از براي أمّت خود بيان كرده‌اند وواضح نموده‌اند وهيچ حكمي از أحكام را مهمل ومجمل نگذاشته‌اند ، نهايت بعضي از آنها را همين از براي أوصيا يا بعضي خواصّ خود بيان كرده‌اند وديگران را بايست كه از ايشان فرا گيرند . 7338 للكيّس في كلّ شيء اتّعاظ . از براي زيرك در هر چيزى پند گرفتنى است ، يعنى در هر چيزى تفكّر وتدبّر كند واز آن پندى گيرد كه بكار أو آيد « 1 » . 7339 للعاقل في كلّ عمل ارتياض . از براي عاقل در هر عملي رياضت كشيدنيست ، « رياضت » در أصل بمعنى رام كردن چارپايانست وبراه آوردن آنها ومنع آنها از حركات نالايق ، ومراد در اينجا رام كردن نفس است از براي أطاعت وفرمانبردارى حق تعالى ، ومنع آن از اعمال وافعال ناشايست وملكات وخصال نكوهيده ، وزينت دادن آن باخلاق وصفات حميده ، ومراد اينست كه : عاقل هر كارى كه كند كارى باشد كه متضمن أمرى از آن أمور باشد وكارى كه آنرا دخلى در تكميل نفس أو نباشد نكند حتى اين كه أمور مباحه را نيز عاقل بروشى كند كه متضمن أطاعت وفرمانبردارى حق تعالى باشد ومنع از عصيان أو تعالى شأنه . 7340 للقلوب خواطر سوء ، والعقول تزجر عنها . از براي دلها خاطرهاى بد باشد وعقلها منع ميكند از آنها ، « خاطر » چيزى را

--> ( 1 ) نزديك باينست قول سعدى ( ليكن فقط در بارهء كلام ) : « نگويند از سر بازيچه حرفى * كز آن پندى نگيرد صاحب هوش » « وگر صد باب حكمت پيش نادان * بخوانند آيدش بازيچه در گوش »