جمال الدين محمد الخوانساري

313

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

هر كه خطا كند از أو تير مرگ در بند اندازد أو را پيرى ، مراد اينست كه عاقبت دنيا سالم نتواند ماند اگر بالفرض تير مرگ خطا كند ودرگذرد از كسى پيرى أو را در بند كند وگرفتار آن گردد بعنوانى كه هيچ كار نتواند كرد مانند كسى كه در بند باشد ومرگ رهائى باشد از آن پس از آن گريزان نبايد بود ، بلكه تدارك وتهيهء آن بايد كرد كه بعد از آن در راحت بود . 8525 من قبل عطاءك فقد أعانك على الكرم . هر كه قبول كند عطاى ترا پس بتحقيق كه يارى كرده ترا بر كرم ، يعنى اين قبول أو حقّيست كه بر تو دارد زيرا كه يارى تو كرده بر كريم گشتن تو . 8526 من رقى درجات الهمم عظّمته الأمم . هر كه بالا رود مراتب بلند همّتها وعزمها را بزرگ شمارند أو را امّتها يعنى طوايف مردم ، غرض ترغيب در همّت وعزم بلندست واين كه باعث تعظيم همهء أصناف مردم مىشود صاحب آنرا . 8527 من سامح نفسه فيما تحبّ طال شقاؤها فيما لا تحبّ . هر كه مساهله كند با نفس خود در آنچه دوست مىدارد نفس أو ، دراز كشد بدبختى نفس أو در آنچه دشمن مىدارد ، مراد منع از سهل انگارى كردن با نفس است وتنگ گرفتن بر آن در آنچه دوست مىدارد از هواها وهوسها ، واين كه آن باعث درازى بدبختى مىشود در آنچه دوست نمىدارد كه جهنّم باشد . 8528 من شغل نفسه بما لا يجب ضيّع من أمره ما يجب . هر كه مشغول سازد نفس خود را به آن چه لازم نباشد ضايع كند از كار خود آنچه لازم باشد ، مراد به « آنچه لازم نباشد » آنست كه ضرور نباشد در دنيا ونفعي نداشته باشد در آخرت ، وبه « آنچه لازم باشد » آنست كه ضرور باشد در دنيا يا نفعي