جمال الدين محمد الخوانساري

311

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

وممكن است كه معنى « من ركب الباطل » اين باشد كه هر كه تابع شود باطل را واز عقب آن رود . 8516 من كساه الحياء ثوبه خفى عن النّاس عيبه . هر كه بپوشاند أو را شرم جامهء خود را پنهان ماند از مردم عيب أو ، زيرا كه كسى كه شرم داشته باشد حرفى نگويد وكارى نكند كه عيب أو ظاهر شود بر مردم پس اگر عيبى داشته باشد پنهان ماند آن از مردم . 8517 من قارن ضدّه كشف عيبه وعذّب قلبه . هر كه همراه باشد با دشمن خود ظاهر سازد عيب خود را وعذاب كند دل خود را ، غرض منع از مصاحبت وهمراه‌بودن با دشمنست واين كه اين باعث اين مىشود كه عيب اين كس بر أو ظاهر شود وأو شهرت دهد آن را وباعث اين مىشود نيز كه دل اين كس در عذاب وشكنجه باشد . 8518 من عرف بالحكمة لا حظته العيون بالوقار . هر كه شناخته شود بحكمت ملاحظه كنند أو را چشمها بوقار ، مراد به « حكمت » چنانكه مكرّر مذكور شد علم راست وكردار درست است و « ملاحظه » نگاه كردن بگوشهء چشم است ومراد ترغيب در حكمت است واين كه كسى كه بآن وصف شناخته شود مردم از راه احترام أو نگاه تند باو نكنند بلكه بگوشهء چشم با وقار وآرام نظر كنند بسوى أو ، يا اين كه بگوشهء چشم نظر كنند باو همراه وقار وآرام أو . 8519 من تعرّى عن الورع ادّرع جلباب العار . هر كه برهنه شود از پرهيزگارى بپوشد پيراهن عار را ، مراد ترغيب در پرهيزگاريست واين كه هر كه خلعت فاخر آن را نپوشد جامهء عيب وعار در بر كند .