جمال الدين محمد الخوانساري

305

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

8487 من تفكّر في ذات اللَّه الحد . هر كه تفكر كند در ذات خدا الحاد كند ، مراد « تفكّر » در كنه ذات حقّ تعالى است ، زيرا كه معرفت آن محالست وتفكّر در آن عبث ولغوست ، و « الحاد » در لغت بمعنى ميل از چيزيست وشايع شده استعمال آن در ميل از راه راست واز حقّ بباطل ، وبآن اعتبار كسى را كه نعوذ باللّه انكار وجود حقّ تعالى كند « ملحد » گويند ، ومراد اينست كه همان تفكّر ميل از راه راست است ورفتن براه باطل ، زيرا كه لغو وعبث است ، يا اين كه سبب ميل از حقّ وافتادن در باطلى مىشود ، مثل اين كه نعوذ باللّه سبب اعتقاد بتجسّم حقّ تعالى شود يا تشبيه أو بموجودى ديگر از ساير مخلوقات ، وممكن است كه سبب الحاد بمعنى انكار وجود حقّ تعالى شود چنانكه بعد از اين فقرهء نقل خواهد شد كه دلالت بر آن ميكند . 8488 من تذكّر بعد السّفر استعدّ « 1 » . هر كه ياد كند دورى سفر را آماده شود يعنى هر كه ياد كند دورى سفري را كه در پيش داشته باشد آماده شود از براي آن وتهيهء توشه وأسباب آن كند ، پسى بايد كه آدمي از تهيّهء أسباب سفر آخرت چنان سفر پر خطر دورى غافل نشود وهميشه در فكر آن باشد . 8489 من بحث عن عيوب النّاس فليبدأ بنفسه . هر كه جستجو كند از عيبهاى مردم پس بايد كه ابتدأ كند بنفس خود ، اوّل تفتيش كند از عيوب خود . 8490 من طلب شيئا ناله أو بعضه .

--> ( 1 ) در اين باب نيكو سروده‌اند : « تو ز ان منازل دور ودراز بىخبرى * از آن نساختهء برگ ره ز مركب وزاد » « چو هيچ ياد نكردى ز خاك مبدأ خويش * ذخيرهء بنه آخر براي روز معاد »