جمال الدين محمد الخوانساري
271
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
8310 من كثر تعدّيه « 1 » كثرت أعاديه . هر كه بسيار باشد تعدّى أو يعنى ستم وتجاوز از حدّ أو بسيار باشد أعادي أو يعنى دشمنان أو . 8311 من أساء النّيّة منع الامنيّة . هر كه بد كند نيّت را منع كرده شود امنيّت را ، « أمنيّه » بضمّ همزه وسكون ميم وكسر نون وفتح ياء مشدّده وتاء در آخر چيزى را گويند كه آدمي اميد آن داشته باشد ، ومراد اينست كه كسى كه نيّت وقصد أو كارهاى بد باشد بر تقدير رسيدن باميد خود مثل دولتي كه اميد آن داشته باشد حقّ تعالى منع كند أو را از آن ونگذارد كه بآن اميد برسد . 8312 من وثق بالامنيّة قطعته المنيّة . هر كه اعتماد داشته باشد بأمنيّت ببرد آن را امنيّت ، « أمنيّه » در فقرهء سابق مذكور شد و « منيّه » بفتح ميم وكسر نون وفتح ياء مشدّد وتاء در آخر بمعنى مرگست ، ومراد اينست كه : آدمي بايد كه اعتماد بر آنچه اميد آن دارد نكند يعنى اعتقاد رسيدن بآن نداشته باشد بلكه رسيدن بآن را مجرّد احتمالي دهد واگر نه مرگ نگه دارد كه أو بآن برسد . 8313 من ساء مقصده ساء مورده . هر كه بد باشد مقصد أو ، يعنى نيّت وقصد أو بد باشد مورد أو ، يعنى جايگاه أو در آن نشأه كه وارد آن شود . 8314 من ساء عقده سرّ فقده .
--> ( 1 ) در نسخهء چاپ هند ( ص 313 ، س 11 ) : « تعاديه » .