جمال الدين محمد الخوانساري
232
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
وايذاء غير خود هر كه باشد هر چند ضعيف وپست مرتبه باشد زيرا كه از تغيّرات روزگار بعيد نيست كه بلند مرتبه گردد ودر مقام تلافى وانتقام در آيد وقطع نظر از اين نيز كسى كه از تغيّرات روزگار عبرت گيرد ميداند كه دولت ستم كننده وآزار رساننده زود تغيّر يابد وبنكبت گرفتار گردد پس از آن راه نيز حذر كند . 8121 من عرف قدره لم يضع بين النّاس . هر كه بشناسد قدر خود را ضايع كرده نشود ميانهء مردم ، زيرا كه هر كه قدر ورتبهء خود را بشناسد پا از آن بيرون نگذارد ودر خور آن با مردم سلوك كند ، وهر كه چنين باشد كسى از أو آزرده نشود ودر مقام تضييع أو در نيايد بلكه همه كس رعايت أو كنند . 8122 من أنس باللَّه استوحش من النّاس . هر كه انس بگيرد بخدا وحشت كند از مردم . 8123 من عدته القناعة لم يغنه المال . هر كه تجاوز كند از أو قناعت توانگر نگرداند أو را مال ، مراد به « تجاوز كردن قناعت از أو » اينست كه قناعت در أو در نيايد وبگذرد از أو ودر ديگران قرار گيرد ، واين هم مضمون « من عدم القناعة لم يغنه المال » است كه چند فقره قبل از اين مذكور وشرح شد . 8124 من علم أنّه مؤاخذ بقوله فليقصّر في المقال . هر كه بداند كه مؤاخذه كرده شود بسخن خود پس بايد كه كوتاه كند سخن گفتن را مراد اينست كه آدمي چنانكه مؤاخذه كرده مىشود در كردار مؤاخذه كرده مىشود در گفتار نيز ، وهرگاه اين را داند بايد كه كوتاه كند سخن گفتن را وكم گويد ، زيرا كه كمست كه سخن بسيار متضمّن أمرى نباشد كه سبب مؤاخذهء أو