جمال الدين محمد الخوانساري

200

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

كسيست نزد غيبت أو وبمعنى پرسيدن أحوال كسى وتجسّس وتفحّص از آن نيز استعمال مىشود ، ومراد اينست كه كسى كه پيش از گفتن سخنى تأمّل كند در آن وتفحّص كند در مصالح ومفاسد وعيب وهنر آن كم مىشود غلط أو . 7967 من أحسن إلى جيرانه كثر خدمه . هر كه احسان كند بسوى همسايگان خود بسيار شود خادمان أو ، زيرا كه مردم بسيار روند بهمسايگى أو وخدمت أو كنند . 7968 من كثر شكره تضاعفت نعمه . هر كه بسيار باشد شكر أو دو چندان گردد نعمتهاى أو . 7969 من كثر لهوه استحمق . هر كه بسيار باشد بازى أو أحمق وكم عقل شمرده شود . 7970 من اقتحم اللّجج غرق . هر كه بيندازد خود را در لجه‌ها غرق شود ، مراد ترغيب در نگاهداشتن خودست از مهالك ونينداختن در آنها واين كه كسى كه بىپروا خود را در آنها بيندازد نمىشود كه آخر هلاك نشود چنانكه كسى كه خود را در لجّه‌ها ، يعنى آبهاى عظيم يا گردابهاى آنها اندازد غرق مىشود . 7971 من كثر صحكه استرذل . هر كه بسيار باشد خندهء أو دنى وپست شمرده شود ، يعنى مردم توقير وتعظيم أو نكنند . 7972 من كثر هزله استجهل . هر كه بسيار باشد هزل أو نادان شمرده شود ، « هزل » بفتح هاء وسكون زاء با نقطه نقيض « جدّ » است ، يعنى اين كه كارى را ببازى بكند واز روى جدّ نكند .