جمال الدين محمد الخوانساري
16
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
هر جمعيتى را پراكندگيى باشد ، وهمچنين دل بهيچ جمعيتى نبايد بست وپراكندگى آنرا بايد بخود قرار داد . 7293 لكلّ مقام مقال . از براي هر مقامي سخن گفتنى است « 1 » ، يعنى هر سخن را در هر مقامي نتوان گفت بسا باشد كه سخنى در مقامي ومجلسي بسيار خوش آيد ودر مقام ومحفل ديگر بغايت زشت وقبيح نمايد ، پس آدمي هر سخنى كه گويد بايد كه تأمّل كند در آن كه مبادا مناسب آن مقام نباشد . 7294 لكلّ امر مآل . از براي هر كارى عاقبتى باشد يعنى هر كارى را عاقبتى باشد نيكو يا زشت ، پس هر كارى را كه كسى خواهد كه بكند بايد كه نظر در عاقبت آن كند كه مبادا عاقبت آن بد باشد . 7295 لكلّ شيء حيلة ، وحيلة المنطق الصدق . از براي هر چيزى چارهايست ، وچارهء منطق يعنى سخن راستگوئيست ، يعنى هر چيز چارهء دارد كه بآن دفع گزند از آن مىتوان كرد وچارهء منطق راستگوئيست هرگاه آدمي راست گويد از آن سخن گزندى باو نرسد وضررى بر آن مترتّب نگردد واين در وقتيست كه مضطرّ شود بسخن گفتن كه در آن وقت بايد كه آنچه راست باشد بگويد ودروغ نگويد كه در چنين وقتي هرگاه راست گويد ضررى باو نرسد نه اين كه در هر وقت آنچه راست باشد توان گفت ، بسا باشد كه سخنى هر چند راست باشد نبايد گفت وبر گفتن آن ضرر عظيم مترتّب گردد . ودر بعضي نسخهها بجاى « حيلة وحيلة » : « حلية وحلية » است ، وبنا بر اين معنى اينست كه : از براي هر چيز زيوريست وزيور سخن راستگوئيست ، واين ظاهرترست .
--> ( 1 ) مناسب اين مضمون بلكه معنى آنست : « هر سخن جائى وهر نكته مكاني دارد » .