جمال الدين محمد الخوانساري
149
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
7716 من عاش مات . هر كه زندگانى كند بميرد . 7717 من مات فات . هر كه بميرد فوت شود ممكن است كه مراد از اين دو فقرهء مباركه اين باشد كه هر زنده را ناچارست از مردن وعاقبت البتة بميرد وهر كه بميرد فوت شود ، يعنى از ميان عمل كنندگان برود وديگران أو را نيابند يا از وقت خود بدر رود مانند نمازى كه فوت شود ، يعنى از وقتي كه از براي عمل أو مقرّر شده بدر رود وديگر عملي از أو نيايد ، پس تا زنده است بايد كه سعى كند در طاعات وعبادات وافعال واعمال خير كه باعث نجات ورستگارى أو گردد ، وممكن است كه ترجمهء فقرهء دويم اين باشد كه : هر كه بميرد ناگاه بميرد ، يعنى چنين نيست كه وقت مردن خود را داند بلكه ناگاه أجل در رسد ومهلت ندهد پس در كارهاى خير وتحصيل توشهء آخرت شتاب بايد كرد واهمال در آن نبايد كرد . 7718 من احبّك نهاك . هر كه دوست دارد ترا منع كند ترا ، يعنى از كار بدى كه ارادهء آن كنى . 7719 من أبغضك اغراك . هر كه دشمن دارد ترا تحريص كند ترا ، يعنى بر كار بدى كه قصد آن نمائى . 7720 من أيقن ينج . هر كه يقين كند رستگار گردد ، مراد يقين بأحوال مبدأ ومعادست ، وظاهرست كه كسى كه أو را يقين به آنها باشد وتقصيري در أطاعت وفرمانبردارى نكند پس رستگار گردد . 7721 من حسن يقينه يرج .