جمال الدين محمد الخوانساري
11
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
وزوال عقلست ، مراد چنانكه از فقرهء آخر فصل ظاهر مىشود اينست كه هر كه بمجلسي داخل شود أو را دهشتي وغفلتى باشد پس تدارك حال أو كنيد بابتداكردن بسلام باو وسخنگفتن با أو ومهربانى كردن باو ، يا غرض بيان عذريست از براي كسى كه داخل شود بمجلسي وخلاف آدابى از أو صادر شود باين كه هر داخل شوندهء را دهشتي وغفلتى روى دهد خصوصاً در مجالس بزرگان وپادشاهان ، پس اگر بآن اعتبار خلاف آدابى از أو صادر شود بايد معذور داشت وممكن است كه غرض اين باشد كه هر كه را كه بجائى اوّل داخل شود دهشتي وغفلتى روى دهد پس از آن حال داخل شوندهء قبر را بايد استنباط نمود ودر فكر تهيه وتدارك آن بود . 7271 لكلّ سيّئة عقاب . از براي هر گناهى وكار بدى عقاب وجزاى بدى باشد ، پس از آن انديشه بايد نمود . 7272 لكلّ غيبة اياب . از براي هر غايبشدنى برگشتنى باشد ، غرض اميدوار ساختن جمعيست كه دولتي « 1 » از ايشان برود باين كه نوميد نبايد بود از براي هر پنهان شدني برگشتنى باشد ، يا غرض بيان حال غيبت بمرگ است واين كه آن را البتة برگشتنى در عقب باشد پس در تهيه وتدارك آن بايد بود . 7273 لكلّ قول جواب . از براي هر سخنى جوابي باشد ، يعنى هر سخنى را جواب خاصّى باشد كه آن را در جواب آن بايد گفت پس هرگاه سخنى بكسى بگويند بايد كه أو تأمّل كند تا آنچه مناسب جواب آن باشد بگويد وبىتأمل جواب نگويد « 2 » .
--> ( 1 ) ممكن است كه اين كلمه « دوستى » خوانده شود زيرا قرائت آن درست روشن نيست . ( 2 ) سعدى در اين باب نيكو سروده است . « هر كه تأمل نكند در جواب * بيشتر آيد سخنش ناصواب »