جمال الدين محمد الخوانساري
127
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
آبستنى رياضت خواندن حكمت وغلبهء عادتست ، مراد به « رياضت » رام كردن نفس است ومطيع گردانيدن آن و « حكمت » چنانكه مكرّر مذكور شد علم راست درست را گويند ومراد اينست كه آبستنى كسى برياضت بخواندن حكمت وغلبه كردن بر عادتست ، يعنى غلبه كردن بر عادتهاى بد كه نفس مىدارد وزايلكردن آنها از خود ، و « لقاح » بفتح نيز خوانده مىتواند شد بر قياس فقرههاى سابق . 7626 لحظ الانسان رائد قلبه . لحظ آدمي رائد دل اوست ، « لحظ » بمعنى نگاه بگوشهء آخر چشمست ، و « رائد » كسى را گويند كه صحرانشينان در وقت كوچ از منزلي پيش فرستند از براي طلب منزل پر آب وعلف ، ومراد اينست كه نگاه بچشم پيشرو دلست وهر چه آنرا خوش آيد دل طلب آن ميكند ، پس اگر كسى خواهد كه دل خود را نگاهدارد وگرفتار چيزى نسازد بايد كه نگاه خود را حتى نگاه بگوشهء چشم را ضبط كند وبزخارف دنيويّه وأمثال آنها نيندازد تا مايل به آنها نشود . 7627 لنا حقّ ان أعطيناه والّا ركبنا اعجاز الإبل وان طال السّرى . ما را حقيست اگر داده شويم آنرا ، واگر نه سوار شويم بر عجزهاى شتران هر چند دراز كشد شبگير . « عجز شتر » منتهاى پشت سر آنست ومراد اينست كه ما را حقّ خلافت باشد اگر داده شويم آنرا خوب ، واگر نه جنگ وجدال نمىكنيم از براي آن بلكه اعراض مىكنيم از آن ودورى مىكنيم از آن هر چند خوارى وذلّت وتعب وزحمتى در آن باشد مانند كسى كه نخواهد كه در جائى باشد ودر رود از آن باين كه رديف شود بر شترى ، وشبگير « 1 » بلندى از براي زود بدر رفتن از آن يا پر دورشدن
--> ( 1 ) در برهان قاطع گفته : « شبگير با گاف فارسي بر وزن تكبير بمعنى صبح وسحرگاه باشد وراهى شدن پيش از سحر وبعد از نيم شب را نيز شبگير گويند ، ونام مرغيست كه در وقت صبح صداى حزين كند » ومراد در اينجا معنى دوم است .