جمال الدين محمد الخوانساري
114
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
7584 لو رأيتم الاجل ومسيره لابغضتم الامل وغروره . اگر مىديديد أجل وحركت آنرا هر آينه دشمن مىداشتيد امل وفريب آنرا ، مراد به « أجل » مدّت عمرست ، وبه « حركت آن » رفتن آن ، يا مرگ ، وبه « حركت آن » آمدن آن ، ومراد اينست كه : اگر مىديديد آنرا واين كه بچه تندى مىرود يا بچه تندى مىآيد دشمن مىداشتيد اميد را وفريب آنرا ، واميدى از براي خود قرار نمىداديد وفريب آن نمىخورديد . 7585 لو فكّرتم في قرب الاجل وحضوره لامرّ عندكم حلو العيش وسروره . اگر فكر مىكرديد در نزديكى اجل وحاضر شدن آن هر آينه تلخ مىشد نزد شما زندگانى شيرين وشادمانى آن ، مراد به « اجل » در اينجا مرگست . 7586 لو احبّنى جبل لتهافت . اگر دوست مىداشت مرا كوهى هر آينه مىريخت پاره پاره ، غرض اينست كه دوستان من نمىشود كه در دنيا ببلاها ومصيبتها گرفتار نگردند كه باعث زيادتى مراتب ايشان باشد در آخرت . 7587 لو زهدتم في الشّهوات لسلمتم من الآفات . اگر بىرغبت مىشديد در خواهشها هر آينه سالم مىبوديد از آفتها . 7588 لو صحّ يقينك لما استبدلت الفاني بالباقي ، ولا بعت السّنىّ بالدّنىّ . اگر صحيح شود يقين تو هر آينه بدل نكنى فانى را بباقي ، ونه بفروشى بلند مرتبه را بپست مرتبه ، و « بدل كردن چيزى بچيزى » اينست كه دويم را بدهند واوّل را