جمال الدين محمد الخوانساري
110
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
دارد مرا هر آينه دشمن نمىدارد مرا ، ودشمنى منافقان با من بمرتبهايست كه اگر تمام دنيا را بيكى از ايشان بدهم تا اين كه دوست دارد مرا دوست نمىدارد مرا ، ودر نهج البلاغة تتمهء از براي اين كلام معجز نظام نقل شده كه در آن وجه هر دو حكم ذكر شده وآن اينست كه اين بسبب اينست كه تقدير شده پس گذشته بر زبان نبي أمّى صلى اللّه عليه وآله اين كه گفته : دشمن نمىدارد ترا مؤمني ودوست نمىدارد ترا بدبخت منافقى ، ومراد اينست كه اين معنى تقدير شده ، يعنى علم حق تعالى بآن تعلق گرفته وپيغمبر خبر از آن داده پس محالست كه خلاف آن واقع شود بهر سببي از أسباب كه كه فرض وقوع آن بشود . وپوشيده نيست كه از اين لازم نمىآيد كه ايشان مجبور باشند در آنها ، زيرا كه علم حق تعالى علت نيست بلكه تابع است پس چون هر يك از ايشان البتة چنان خواهند بود هر چند باختيار خود باشد حق تعالى چنان دانسته واگر اختيار خلاف آن مىكردند حق تعالى خلاف آن را مىدانست وبر هر تقدير بر ايشان جبري نيست وبا وجود اين خلاف آنچه علم حق تعالى بآن تعلق گرفته محالست كه واقع شود . 7572 لو انّ الموت يشترى لاشتراه الأغنياء . اگر مرگ خريده مىشد هر آينه مىخريدند آنرا توانگران ، ممكن است كه مراد اين باشد كه توانگر را چندان حرص خريدن چيزها وجمع آنها باشد كه اگر مرگ را مىتوانست خريد آنرا هم مىخريدند وبفكر خسران وزيان آن نمىافتادند ، يا اين كه مضايقه از زيان آن نمىداشتند چنانكه مىخرند چيزى چند را كه باعث هلاكت أخروي ايشان مىشود وباكى ندارند از آن ، يا اين كه مىخريدند آنرا تا در فرمان ايشان باشد وكارى بايشان نداشته باشد ، يا مرگ دشمنان خود را يا جمعى كه ميراث آنها بايشان برسد مىخريدند ، يا مراد بعضي از اغنيا باشد كه تعب وزحمت زياد مىكشند در حفظ توانگرى خود واين كه ايشان بمرتبهء از زندگانى خود تنگ مىآيند كه اگر مرگ خريده مىشد ايشان مىخريدند ، وفقرا اگر چه گاهى ايشان نيز تعب وزحمت زياد مىكشند