جمال الدين محمد الخوانساري

98

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

آن مگر اين كه محروم گردانيده أو را خدا از شكر ايشان ، وبوده از براي غير أو دوستى ايشان . 7551 لم يتحلّ بالقناعة من لم يكتف بيسير ما وجد . زيور نيافته بقناعت كسى كه اكتفا نكرده باندك آنچه يافته ، يعنى اكتفا نكرده به آن چه يافته هرگاه اندك بوده وطلب زيادة بر آن كرده . 7552 لم يتحلّ بالعفّة من اشتهى ما لا يجد . زيور نيافته بعفت كسى كه خواهشى داشته چيزى را كه نمىيابد « عفت » بمعنى باز ايستادن از چيزهاست كه حرام باشد يا نيكو نباشد ، ومراد اينست كه عفيف كامل كسيست كه خواهش غير آنچه بيابد وداشته باشد نداشته باشد . 7553 لم يطلع اللّه سبحانه العقول على تحديد صفته ، ولم يحجبها عن واجب معرفته . آگاه نگردانيده خداى سبحانه عقلها را بر تحديد صفت أو ، ومنع نكرده آنها را از واجب معرفت أو ، « تحديد » در أصل بمعنى قرار دادن حدّ ونهايت است از براي چيزى كه بآن ممتاز شود از غير آن ، ودر اصطلاح بمعنى بيان حقيقت وكنه چيزيست وتمييز آن ، ومراد در اينجا اين معنى است ، يعنى حق تعالى آگاه نگردانيده عقلها را بر تمييز حقيقت وكنه صفت خود امّا منع نكرده آنها را از قدرى كه واجبست از شناخت أو بلكه قادر گردانيده آنها را بر آن وراه نموده بآن وآن معرفت اوست بوجوهى چند كه بعقل ثابت شده . 7554 لم يخلق اللّه سبحانه الخلق لوحشة ولم يستعملهم لمنفعة . نيافريده خداى سبحانه خلق را از براي وحشتي ، وكار نفرموده ايشان را از براي منفعتى ، يعنى خلق نكرده از براي اين كه تنها بوده ووحشت داشته از آن