جمال الدين محمد الخوانساري
70
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
5326 ربّ فقير اغنى من كلّ غنىّ . بسا درويشى كه توانگرتر باشد از هر توانگرى ، مثل درويشى بحسب دنيا كه بهرهء أعلى از آخرت تحصيل كرده باشد ، يا اين كه راضى شده باشد بنصيب وبهرهء كه عطا شده باشد از دنيا وطلب زياد بر آن بهيچ وجه نكند وبآن اعتبار خود را بىنياز ساخته باشد از مردم بالكلية ، وظاهرست كه هيچ توانگرى باين توانگرى وبىنيازى نباشد . 5327 ربّ فقر عاد بالغنى الباقي . بسا درويشى كه بر گردد بتوانگرى باقي ، مثل درويشيى كه صاحب آن صبر كند بر آن وملازم تقوى وپرهيزگارى باشد . 5328 ربّ غنى أورث الفقر الباقي . بسا توانگريى كه ميراث گذارد درويشى باقي را ، مثل توانگريهايى كه سبب طغيان وعصيان گردد . 5329 ربّ مخوف لا تحذره . بسا محلّ ترسى كه حذر نكنى از آن . ممكن است كه مراد توبيخ وسرزنش مردم باشد باين كه بسيار محلّ ترسها در پيش دارند از أحوال وأهوال آن نشأه وحذر نمىكنند از آنها ودر فكر آنها نيستند ، وممكن است كه مراد بيان عجز آدمي باشد واين كه بسيار أمور مخوفه باشد كه غافل است از آن وحذر نمىكند از آن ، پس بايد كه عمدهء اعتماد أو بر حفظ وحراست حق تعالى باشد وحذر خود را چندان چيزى نداند . 5330 ربّ قاعد عمّا يسرّه . بسا كسى كه نشسته باشد از آنچه شاد مىگرداند أو را . مراد از اين نيز يا توبيخ