جمال الدين محمد الخوانساري
600
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
باش راستگو تا باشى وفا كننده ، يعنى وفا كننده بعهدها وپيمانها ووعدهها ، ومراد يا بيان كمال فضيلت اينهاست بمرتبهء كه فايدهء عمدهء راستگوئى اينست كه راستگو وفا ميكند باينها واگر نه دروغ گفته خواهد بود در آنها ، واين فضيلت عظيمى است ، ويا اين كه راستگوئى در واقع سبب اين مىشود كه وفاى به آنها ميسر شود صاحب آنرا وخلف نشود آنها از أو . 7135 كن موقنا تكن قويّا . باش يقين دارنده تا باشى قوى ، يعنى تحصيل يقين كن در معارف إلهيّه تا قوى وتوانا باشى در طلب آخرت وسعى از براي آن ومشغول نشدن بدنيا ، ومراد به « يقين » چنانكه مكرّر مذكور شد اعتقاد جازم ثابتيست كه از روى دليل وبرهان باشد . 7136 كن ورعا تكن زكيّا . باش ترسناك تا باشى پرهيزگار ، يعنى بترس از خدا تا پرهيزگار باشى ونافرمانى أو نكنى ، وممكن است كه مراد اين باشد كه باش پرهيزگار واجتناب كننده از گناهان تا باشى پاكيزه از گناهان ، وغرض اشاره باين باشد كه گناهان نجاستىاند بلكه عمدهء أفراد نجاستند وغرض از « پرهيزگارى » پاكيزه ماندن از آنهاست . 7137 كن متنزّها تكن تقيّا . باش پاكيزگى جوينده تا باشى پرهيزگار ، مراد يا اينست كه هر گاه جوياى پاكيزگى باشى پرهيزگار گردى تا پاكيزه باشى از گناهان كه آنها نجاستهاى معنوىاند چنانكه در شرح فقرهء سابق مذكور شد ، ويا اين كه هر گاه جويا وخواهان پاكيزگى وپرهيزگارى باشى وطلب آن كنى توفيق آن يأبى وپرهيزگار گردى . 7138 كن سمحا ولا تكن مبذّرا . باش بخشنده ومباش اسراف كننده .