جمال الدين محمد الخوانساري

588

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

اينست كه بسيارى موافقت كردن دو كس با يكديگر بي نفاق نمىشود زيرا كه بحسب عادت نمىشود كه دو كس در واقع در أكثر قصدها واراده‌ها وخواهشها با هم موافق باشند پس هر گاه با هم چنين موافقت كنند بي اين نمىشود كه يكى نفاق كرده باشد ودر باطن در بعضي از آنها موافق نباشد . 7084 كثرة الخلاف شقاق . بسيارى مخالفت دشمنيست ، يعنى بسيارى مخالفت كردن كسى با كسى علامت ونشان دشمنى اوست با أو ، واگر نه بحسب عادت كم است كه ميان دو كس مخالفت زياد باشد بىدشمنى ، وممكن است كه مراد اين باشد كه سبب دشمنى ومنجرّ بآن مىشود پس كسى كه دشمنى أو را نخواهند بايد كه مخالفت زياد با أو نكنند . 7085 كثرة الصّمت تكسبك الوقار . بسيارى خاموشى كسب مىفرمايد ترا وقار ، يعنى سبب وقار تو مىشود . 7086 كثرة الهذر تكسب العار . بسيارى هذر كسب مىفرمايد عار را ، يعنى سبب عار مىشود و « هذر » بفتح‌ها وذال با نقطه بيهوده گوئيست يعنى گفتن سخنان بىحاصل كه سود ونفعي بر آن مترتّب نشود ، و « عار » چيزى را گويند كه عيبى را لازم داشته باشد . 7087 كثرة المنّ تكدّر الصّنيعة . بسيارى منت گذاشتن تيره وناصاف مىگرداند احسان را ، تخصيص ببسيارى با آنكه أصل « منت » هر چند كم باشد باعث تيرگى آن مىشود يا باعتبار اينست كه مراد تيرگى زياديست كه آن در منت بسيار باشد ، ويا باعتبار اين كه أصل احسان بكسى لازم دارد منتى را بر آن ، وبىآن نمىشود هر چند احسان كننده أصلا منت نگذارد پس مراد به « بسيارى منت » منتى است كه زياد بر آن باشد ، ويا اشاره است