جمال الدين محمد الخوانساري
580
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
بآن ، ومراد به « اعتماد كردن بآن » اينست كه بمجرّد اين زينت دادن نفس آنرا خوب داند آنرا وسعى كند از براي آن واميد آن داشته باشد وتفكر وتأمّل نكند در خوبى وبدى آن ونه در اين كه بسيارى از اميدها دروغ بر آيد وبر طلب آنها وسعى از براي آنها نتيجهء بغير تعب وزحمت مترتّب نگردد . 7054 كفى بالمرء جهلا ان يجهل قدره . بس است از براي مرد يا آدمي بحسب ناداني اين كه نداند قدر خود را ، يعنى همين كافيست از براي ناداني أو ودليل بر آن اين كه نداند قدر خود را ، وسلوكى با مردم كند كه زياد از قدر واندازهء أو باشد ، يا اين كه كارى چند كند كه باعث بىقدرى وسبكى وخوارى أو گردد . 7055 كفى بالمرء شغلا بمعايبه عن معايب النّاس . بس است از براي مرد يا آدمي بحسب مشغولى أو بعيبهاى خود از عيبهاى ديگران ، يعنى بس است مشغولى أو بعيبهاى خود ومراد اينست كه از براي مشغولى أو از عيبهاى مردم ونپرداختن به آنها بس است اين كه أو بايد كه مشغول شود بعيبهاى خود ودر فكر اصلاح آنها باشد ، وبا وجود آنها مهلت وفرصت آن نمىماند كه بعيبهاى ديگران بپردازد وشغل ديگر در كار نيست از براي مانع شدن از آن ، اين بنا بر اينست كه عبارت چنان باشد كه نقل شد ودر نسخهها بنظر رسيد « 1 » ودور نيست كه چيزى از قلم ناسخين افتاده باشد وعبارت چنين باشد « كفى بالمرء شغلا شغله بمعايبه عن معايب النّاس » وترجمه اين باشد كه : كافيست در مرد يا آدمي بحسب شغل مشغولى أو بعيبهاى خود از عيبهاى مردم ، وحاصل آن همان باشد كه مذكور شد .
--> ( 1 ) عبارت در نسخهء چاپى نيز همانست كه شارح ( ره ) گفته است ( رجوع شود بچاپ صيدا ، ص 176 سطر 12 وبچاپ هند ص 276 سطر 12 ) .