جمال الدين محمد الخوانساري
548
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
6931 كم من مفتون بالثّناء عليه . بسا بفتنه افتاده شدهء بستايش بر أو ، « بفتنه افتادن كسى بسبب ستايش بر أو » يا باعتبار اينست كه أو را بسبب آن خودبينى وعجبي حاصل شود كه بغايت مذموم است ، يا اين كه ستايش أو كنند بخوبى در كار بدى ، واين سبب اين شود كه أو خوب داند آنرا وترك نكند آنرا يا توبه نكند از آنچه كرده . 6932 كم من مغرور بحسن القول فيه . بسا فريب خورده شدهء بنيكوئى گفتار در أو ، اين نيز مضمون فقرهء سابقست نهايت معنى دوّم در اين ظاهرترست . 6933 كم من اكلة منعت اكلات . بسا يك خوردنى كه منع كند خوردنها را ، اين بنا بر اينست كه « اكله » بفتح همزه خوانده شود ، وممكن است كه « اكله » بضمّ همزه خوانده شود وترجمه اين باشد كه : بسا لقمهء كه منع كند لقمهها را ، وبر هر تقدير مراد وغرض ظاهرست وقبل از اين مذكور شد . 6934 كم من لذّة دنيّة منعت سنىّ درجات . بسا لذّت پست مرتبهء كه منع كند بلند مرتبههائى را . 6935 كم من آمل خائب وغائب غير آئب . بسا اميدوارى كه نوميد شود وغائبى كه بر نگردد ، مراد از ذكر اوّل اينست كه فريب اميد نبايد خورد وبسيارست كه حاصل نمىشود وصاحب آن نوميد مىشود وغرض از ذكر دوّم اينست كه كسى را كه سفري روى دهد بايد كه تدارك أحوال خود بكند باداى حقوق مردم كه در ذمّهء أو باشد وامانات كه نزد أو باشد ووصيت