جمال الدين محمد الخوانساري

543

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

ومراد به « نهايت نداشتن عقل وأدب » اگر مراد بعقل علم باشد اينست كه هر مرتبهء از علم وأدب كه كسى داشته باشد بالاتر از آن وزيادة بر آن باشد واگر مراد بعقل آن قوّت باشد مراد بنهايت نداشتن آن اينست كه هر فردى كه از آن باشد در هر مرتبهء از كمال ، كاملتر از آن نيز باشد ، يا مراد اينست كه : هر شرافتى وفضيلتى نهايت دارد بغير شرافت عقل وأدب كه هر مرتبهء كه كسى از براي آن قرار دهد زيادة بر آن وبالاتر از آنست . 6913 كلّ شيء يعزّ حين ينزر « 1 » الّا العلم فانّه يعزّ حين يغزر « 2 » . هر چيزى عزيز مىشود هنگامى كه كم مىشود مگر علم كه عزيز مىشود هنگامى كه بسيار مىشود ، يعنى هر چيز كه كسى آن را كم داشته باشد عزيز مىشود آن نزد أو ، وچون بسيار باشد عزيز نباشد مگر علم كه هر چند كسى بيشتر داشته باشد آن عزيزتر باشد . 6914 كلّ نعمة أنيل منها المعروف فانّها مأمونة السلب محصّنة من الغير . هر نعمتي كه رسانيده شده باشد از آن احسان بديگران پس بدرستى كه آن أيمن داشته شده است از ربودن وزوال ، ومحكم نگاهداشته شده است از تغييرها ، اين بنا بر اينست كه « غير » بكسر غين وفتح يا خوانده شود كه جمع باشد ، وممكن است كه بفتح غين وسكون يا خوانده شود كه مفرد باشد وترجمه اين باشد كه : محكم نگاهداشته شده است از تغير . 6915 كلّ مودّة مبنيّة على غير ذات اللّه ضلال ، والاعتماد عليها محال . هر دوستيى كه بنا گذاشته شده باشد بر غير راه خدا گمراهيست واعتماد بر آن محالست ، « بودن آن گمراهى » باعتبار اينست كه اجر وثوابي در آن نباشد دوستيى

--> ( 1 ) در نسخهء چاپ صيدا « يندر » از مادّهء « ن د د » نقل شده ( ص 173 ، س 5 ) در منتهى الإرب گفته : « نزر ( ككرم ) نزرا ونزارة بفتحها ونزورا اندك گشت » ( 2 ) در منتهى الإرب گفته : « غزرت الناقة ( ككرم ) غزارة وغزرا بفتحهما وغزرا بالضمّ بسيار شير گرديد ، وغزرت العين بسيار أشك شد ، وغزر الشيء افزون گشت ونيز غزارت بسيارى از هر چيزى » .