جمال الدين محمد الخوانساري
488
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
بتحقيق كه دريده است خواهشها عقل أو را ، وميرانيدهاند دل أو را ، وشيفته كردهاند بر آنها نفس أو را . مراد به « دريدن خواهشها » يعنى خواهشهاى پوچ دنيوي عقل أو را » اينست كه عقل أو را فاسد وباطل كردهاند مانند جامهء كه بدرند وپاره پاره كنند ، واين از قبيل تشبيه معقول است بمحسوس ، ومراد به « شيفته شدن نفس أو بر آنها « 1 » » اينست كه واله وحيران آن خواهشها شده وهمواره مشغول آنهاست ونمىپردازد به آن چه كار أو آيد از أمور آخرت . وفرموده آن حضرت عليه السّلام در بارهء كسى كه ستايش كرده بر أو . 6703 قد أحيا عقله ، وأمات شهوته ، وأطاع ربّه ، وعصى نفسه . بتحقيق كه زنده كرده عقل خود را ، وميرانيده خواهش خود را ، وفرمانبردارى كرده پروردگار خود را ، ونافرمانى كرده نفس خود را . 6704 قد أصبحنا في زمان عنود ، ودهر كنود ، يعدّ فيه المحسن مسيئا ، ويزداد الظّالم فيه عتوّا . بتحقيق كه گرديدهايم ودر آمدهايم در روزگارى عنود وزماني كنود ، كه شمرده مىشود در آن نيكوكار گنهكار ، وزياد ميكند ستمكار در آن تكبر ودر گذشتن از حدّ را . « عنود » بفتح عين كسى را گويند كه مخالفت كند وفرمان نبرد ومخالفت حق كند دانسته ، و « كنود » بفتح كاف كسى را گويند كه كفران نعمت وانكار آن كند ، يا هر بىخيرى را ، ووصف روزگار به آنها بر سبيل مجاز عقلي است ومراد وصف أهل آنست به آنها .
--> ( 1 ) اين ترجمه بنا بر قرائت شارح ( ره ) است كه اشاره كرديم ، واگر نه بايد بگوئيم : « مراد بشيفته كردن شهوات نفس أو را بر خود » .