جمال الدين محمد الخوانساري
485
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
6697 قد أشرفت السّاعة بزلازلها ، وأناخت بكلاكلها . بتحقيق كه مشرف شده است قيامت بازلازل آن ، وخوابانيده كلاكل خود را . يعنى مشرف شده بر وقوع وبر لب آن رسيده ومراد نزديك شدن وقوع آنست ، يا اشاره است بجزم بوقوع آن واين كه بزودى خواهد رسيد ، چه مدّت متناهي هر چه باشد بزودى تمام شود ومراد به « زلازل آن » جنبشها وحركتهاست كه در آن واقع شود بپاشيدن زمينها وآسمانها از يكديگر يا بلاها كه در آن واقع خواهد شد ، و « خوابانيده كلاكل خود را » كلكل بمعنى سينه است وكلاكل جمع آن ، ومراد به « خوابانيدن سينههاى خود » اينست كه شتران مرگ وفنا را كه از براي هر كس وهر چيز آماده كرده آنها را بر در خانههاى آنها خوابانيده وسينههاى آنها را بر زمين گذاشته چنانكه در وقت خوابانيدن شتر مىشود ومراد اينست كه نزديك شده كه چنين شود يا بزودى چنين خواهد شد هر چند بعد از مدّتى مديد باشد . 6698 قد أمهلوا في طلب المخرج ، وهدوا سبيل المنهج . بتحقيق كه مهلت داده شدهاند در طلب كردن بدر شد ، وراه نموده شدهاند راه راه آشكار را ، يعنى مردم مهلت داده شدهاند و « راه راه آشكار را » يعنى مردم مهلت داده شدهاند وحق تعالى از روى تفضل مهلت داده ايشان را در اين كه طلب بدرشد كنند از گناهان كه كرده باشند باين كه توبه كنند واز وبال ونكال آنها رستگار گردند پس كسى كه با وجود اين اهمال كند وطلب آن نكند از كمال شقاوت وبدبختى اوست ، و « هدايت بچيزى » بمعنى راه نمودن به آنست يا رسانيدن بآن ، وچون اينجا تعلق براه گرفته نه بمطلوب ، ظاهر اينست كه بمعنى رسانيدن باشد يا بمعنى نمودن بحذف قيد راه ومعنى اين باشه كه نموده شدهاند يا رسانيده شدهاند راه راه آشكار را يعنى راهى كه راه آشكار است يعنى راه حق را كه آشكارست از براي كسى كه طلب آن كند واشتباهى در آن نيست . وممكن است كه مراد به « راه آشكار » أصل دين