جمال الدين محمد الخوانساري
468
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
گاه هست يا بسيارست كه يارى كرده مىشود ستم كرده شده ، يعنى در دنيا ، وممكن است كه مراد در آخرت باشد و « قد » از براي تحقيق باشد . 6641 قد يغلب المغلوب . گاه هست يا بسيارست كه غالب مىشود مغلوب . 6642 قد يدرك المطلوب . گاه هست يا بسيارست كه دريافته مىشود مطلوب ، اين همان مضمون « قد يدرك المراد » است كه در فقرهء چهارم اين فصل بود وشرح شد . 6643 قد يدوم الضّر . گاه هست يا بسيارست كه پاينده مىماند بدى حال وتنگى آن ، مراد از جملهء اين فقرات بيان اينست كه أحوال دنيا ضابطهء ندارد گاه هست كه حالي آخر بر عكس مىشود چنانكه در فقرههاى سابق مذكور شد وگاه هست كه پاينده مىماند . 6644 قد يضام الحرّ . گاه هست يا بسيارست كه ستم ديده مىشود مرد آزاده ، مراد مذمّت دنياست واين كه در آن مرد آزاده نيز كه قطع علايق دنيا كرده گاه هست يا بسيارست كه ستم بر أو مىشود . 6645 قد يعزّ « 1 » الصّبر .
--> ( 1 ) شارح ( ره ) « يعز » را بفتح عين ضبط كرده است وگويا سهو القلم باشد ، در منتهى الإرب گفته : « عزّ ( كضرب ) عزّا وعزّة بكسر هما وعزازة بالفتح ارجمند گرديد وقوى شد بعد خوارى ، وعزّ الشيء كمياب شد » ودر أقرب الموارد گفته : « عزّ الرّجل ( كضرب ) عزّا وعزّة وعزازة صار عزيزا فهو عزّ وعزيز ، وزيد قوى بعد ذلّة ، وضعف ضدّ ، والشّىء قلّ فلا يكاد يوجد ولا يقدر عليه فهو عزيز » .