جمال الدين محمد الخوانساري
465
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
6629 قد سعد من جدّ . بتحقيق كه نيكبخت گشته كسى كه جدّ وجهد كرده ، يعنى در طلب نيكبختى . 6630 قد نجا من وحد « 1 » . بتحقيق كه رستگارى يافته كسى كه تنها ماند يعنى از ابناي دنيا ومردم بد . واين بنا بر اينست كه « وحد » بحاء بىنقطهء مكسور يا مضموم باشد بىتشديد ، ودر بعضي نسخهها با تشديدست وبنا بر اين بفتح حاء باشد وترجمه اين باشد كه : رستگارى يافته كسى كه تنها گردانيده يعنى خود را از آنان كه مذكور شد ، وممكن است كه بمعنى « توّحد » باشد وترجمه همان باشد كه اوّل شد ، وممكن است كه مراد توحيد حق تعالى باشد وقائل شدن بيگانگى أو وترجمه اين باشد كه : رستگار شد هر كه قائل شد بتوحيد حق تعالى شأنه . ودر بعضي نسخهها « وجد » بجيم است وبنا بر اين ممكن است كه بفتح جيم باشد وترجمه اين باشد كه رستگار شد كسى كه بىنياز شد يعنى بىنياز شد از مردم وقطع طمع كرد از ايشان ، وممكن است كه بكسر جيم باشد ومعنى اين باشد كه : رستگار شد كسى كه اندوهناك شد يعنى از براي آخرت خود . 6631 قد يصاب المستظهر . گاهى رسيده مىشود قوى پشت كننده ، يعنى زيان وخسران باو مىرسد ، ومراد اينست كه چنين نيست كه كسى كه احتياط كند در كارها وپشت خود را قوى كند هرگز زيان وخسران باو نرسد گاه هست كه با وجود آن نيز درست نمىشود وزيان وخسران ميكند احتياط وقوى پشت گرديدن از براي اينست كه غالب در آن سلامتى باشد ، وممكن است كه مراد اين باشد كه گاه هست يا بسيارست كه رسيده مىشود قوى پشت يعنى اين كه مىرسد زيان وخسران بكسى كه أو باعتقاد خود قوى پشت باشد
--> ( 1 ) اين كه شارح ( ره ) در اينجا بر خلاف سيرهء خود بالاى ( وحد ) علامت « معا » نگذاشته ، براي اينست كه در متن كتاب باين مطلب تصريح كرده است وآنجا كه « معا » مىنويسد ديگر تصريح بعد از آن نمىكند چنانكه از ملاحظهء موارد آن بر مىآيد فان شئت فراجع .