جمال الدين محمد الخوانساري

447

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

اين نيز كلامي بوده « 1 » كه در مذمّت أكثر مردم آن زمان فرموده‌اند كه پيروى آن حضرت عليه السّلام نمىكرده‌اند وهر كس از ايشان برأي خود عمل مىكرده‌اند ومراد اينست كه : اى قوم يا اى مردمان تعجب كنيد أزين گروه ، و « تعجب كردنى » از براي تأكيدست ، و « چيست مرا كه تعجب نميكنم » تأكيد ديگرست واشارهء باين كه اين امر سزاوار تعجب زيادست چنانكه آن حضرت با وجود اين كه در مقام تعجب از آنست چون بآن مرتبه كه بايد تعجب نمىكند گوييا تعجب نمىكند ومىپرسد كه « چيست مرا كه تعجب نميكنم از اين » وممكن است كه مراد اين باشد كه چيست مردم را كه تعجب نمىكنند از اين نهايت نسبت بخود داده باشند نه بمردم چنانكه شايع است ميانهء عرب بلكه در هر لغتى كه گاهى امرى را نسبت بخود يا بكسى مىدهند ومراد ديگريست . و « از خطاكارى اين امّت » بيان امريست كه تعجب از آن بايد ، و « أمّت » بمعى گروه از هر طايفهء باشد ، وبمعنى قومي كه پيغمبرى بايشان فرستاده شده باشد ، وبنا بر اوّل مراد آن گروه است كه مذكور شد كه مذمّت ايشان مىفرموده‌اند وبنا بر دويم « امّت » مسلمانان است باعتبار أكثر ايشان . و « با اختلاف حجتهاى ايشان » يعنى با وجود حجتهاى مختلف گوناگون كه از براي دينداريهاى ايشان مقرّر شده مثل كتاب خدا وسنت پيغمبر وامام معصوم ، با وجود همهء آنها عجيب است خطاكارى ايشان واين كه ترك همهء آنها كرده‌اند . و « پيروى نمىكنند طريقهء پيغمبرى را » يعنى نه پيغمبر خود را ونه پيغمبران ديگر را . و « اقتدا نمىكنند

--> ( 1 ) سيد ( ره ) اين خطبه را در نهج البلاغة چنين نقل كرده ( ج 2 چاپ أول شرح ابن أبي الحديد بر نهج البلاغة ص 133 ) : « ومن خطبه له عليه السّلام أمّا بعد فانّ اللّه لم يقصم جبّارى دهر قطّ الّا بعد تمهيل ورخاء ولم يجبر عظم أحد من الأمم الّا بعد أزل وبلاء وفي دون ما استقبلتم من عتب وما استدبرتم من خطب معتبر وما كلّ ذي لب بلبيب ولا كلّ ذي سمع بسميع ولا كلّ ذي ناظر ببصير ، فيا عجبا ( تا آخر ) بجز اين كه بجاى « قد أخذ فيما يرى بغير وثيقات بيّنات ولا أسباب محكمات » عبارت چنين است « قد أخذ منها فيما يرى بعرىّ ثقات وأسباب محكمات » وعبارت نهج البلاغة بهتر ومناسبتر ودرست‌ترست .