جمال الدين محمد الخوانساري

443

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

ونه برگرديدن ، وهمچنين « مرجع » بمعنى محلّ بازگشت نه بازگشت وبر هر تقدير همه بيك معنى است وتأكيد است . 6605 فالأرواح مرتهنة « 1 » بثقل أعبائها ، موقنة بغيب انبائها ، لا تستزاد من صالح عملها ، ولا تستعتب من سيّىء زللها . پس أرواح در گرو باشند بسنگينى بارهاى آنها ، ويقين كنند بغيب خبرهاى آنها ، طلب كرده نشوند زيادتى از صالح عمل آنها ، وخشنودى داده نشوند از لغزش بد آنها . اين تتمهء كلامي خواهد بود « 2 » كه در وصف أحوال أرواح يعنى نفوس بعد از موت فرموده باشند ومراد اين است كه أرواح يعنى نفوس در گرو سنگينى بارهاى گناهان خود باشند وتا حساب آنها نشود وحكم نشود در بارهء آنها بعفو يا باز خواست وبعمل نيايد آن ، از گرو در نيايند ، و « يقين كنند بعيب خبرهاى آنها » يعنى اخبار غيبى كه شنيده بودند از أحوال معاد وبعضي يقين به آنها داشتند وبعضي منكر بودند وبعضي شكّ داشتند در آنها ، بعد از مرگ همه را يقين به آنها حاصل شود ومشاهدهء آنها كنند . و « طلب كرده نشوند زيادتى از عمل صالح آنها » يعنى طلب نكنند از ايشان كه ديگر عمل صالحي بكنند زيادة بر آنچه كرده باشند در دنيا ، زيرا كه در آن سرا ديگر تكليفي نباشد وعمل صالحي يعنى عملي كه اجر وثوابي داشته باشد نباشد ، و « خشنودى داده نشوند از لغزش بد آنها » يعنى كارى نتوانند كرد كه سبب خشنودى از آن وتدارك آن تواند شد باعتبار همان كه مذكور شد كه ديگر تكليفي در آن سرا نباشد واين منافاة ندارد با اين كه عفو شود بتفضل يا شفاعت شفيعي . وممكن است كه « تستعتب » بصيغهء معلوم خوانده شود

--> ( 1 ) در أقرب الموارد گفته : « المرتهن ( بصيغة الفاعل ) آخذ الرهن ، والمرتهن ( بصيغة المفعول ) كلّ ما احتبس به شيء من : ارتهن الشيء منه أخذه رهنا وبالأمر تقيّد به ومنه قول أبى الطيّب : كلّ بما زعم الناعون مرتهن ، اى كلّ أحد مقيّد بالموت الذي زعم الناعون أنه اصابتى » . ( 2 ) در ذيل بعضي فقرات سابقه ياد شد كه اين فقره از فقرات خطبهء شريفهء غرّاء است ليكن در آنجا بجاى فاء وأو ذكر شده است يعنى « والأرواح » ( رجوع شود بمجلّد دوّم شرح نهج البلاغهء ابن أبي الحديد صفحهء 93 ) .