جمال الدين محمد الخوانساري

436

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

حميت ومفاخرت جاهليت آبستنهاى دشمنى است يعنى منتج دشمنى مردم مىشود وهر يك را « ملاقح » گفتن بلفظ جمع باعتبار اينست كه هر يك منشأ أفعال وأعمالى ميشوند كه هر يك از آنها منتج دشمنى باشد ، و « محلهاى باد دميدن شيطانست » يعنى بمنزلهء عقده‌ها وگرههاست كه شيطان بسته باشد وافسون دميده باشد در آن از براي تسخير شما چنانكه ساحران ميكنند ، وتوجيه لفظ جمع در اينجا نيز يعنى در « منافخ » بر قياس سابق است يعنى « ملاقح » . وفرموده است آن حضرت عليه السّلام در بارهء كسى كه مذمّت فرموده آن حضرت أو را : 6595 فالصّورة صورة انسان والقلب قلب حيوان . پس صورت صورت آدمي است ودل دل حيوان است ، اين تتمهء كلامي است كه در مذمّت أو فرموده‌اند « 1 » ومراد به « حيوان » حيوان غير آدمي است كه در عرف غالب شده اطلاق « حيوان » بر آنها ، ومراد اينست كه دل أو عقل ودريافتى ندارد مانند ساير حيوانات غير انسان . 6596 فدع الاسراف مقتصدا ، واذكر في اليوم غدا ، وامسك من المال بقدر ضرورتك ، وقدّم الفضل ليوم حاجتك . پس واگذار اسراف را ميانه روى كننده ، وياد كن در امروز فردا را ، ونگاهدار از مال بقدر ضرورت خود ، وپيش فرست زيادتى را از براي روز حاجت خود ، اين نيز

--> ( 1 ) اين فقره مأخوذ از خطبه‌ايست در مدح علماء حقيقي وذمّ عالم نمايان ، وفقرهء مذكوره از قسم دوم آن خطبه است يعنى در ذمّ كسى كه خودش را عالم ناميده در صورتي كه عالم نيست ( رجوع شود بشرح نهج البلاغهء ابن أبي الحديد ، جلد دوم چاپ اوّل مصر ، ص 129 ) .