جمال الدين محمد الخوانساري

427

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

6573 فرّوا كلّ الفرار من الفاجر الفاسق . بگريزيد همهء گريختن از فاجر فاسق و « فاجر » هم بمعنى فاسق است وتأكيد است . 6574 فضائل الطّاعات تنيل رفيع المقامات « 1 » . افزونيهاى طاعتها مىرساند ببلند جايگاهها ، يعنى بمرتبهء بلند . وفرموده است آن حضرت عليه السّلام در حقّ كسى كه ستايش أو فرموده‌اند : 6575 فتّاح مبهمات دليل فلوات دفّاع معضلات « 2 » . گشايندهء مبهمهاست ، راهنماى بيابانهاست ، دفع كنندهء مشكل‌هاست ، غرض مدح آن شخص بعلم است واين كه چيزى چند را از أحكام شرعيه وحقايق ومعارف كه بر مردم مبهم باشد ومشخص ندانند بگشايد از براي ايشان وتشخيص كند وراهنماى ايشان باشد هر گاه در بيابانهاى ضلالت وگمراهى افتند ، و « دفع كنندهء مشكل‌هاست » يعنى حلّ كنندهء وآسان كنندهء آنهاست . 6576 فضيلة العلم العمل به . افزونى علم عمل كردن به آنست يعنى مشروط بعمل به آنست واگر عمل بآن نشود فضيلتى نباشد از براي آن بلكه سبب زيان وخسران گردد نه اين كه فضيلت علم همين فضيلت عمل است بلكه فضيلت علم هر گاه عمل شود بآن بمراتب زيادة است از فضيلت عمل چنانكه آثار واخبار متواتر است بآن .

--> ( 1 ) شارح ( ره ) « المقامات » را بضمّ ميم ضبط كرده وگويا وجه آن سهو القلم باشد . ( 2 ) شارح ( ره ) « معضلات » را بفتح ضاد ضبط كرده وصحيح در ضبط آن كسر است ، در منتهى الإرب گفته : « أمر معضل كمحسن كار بي بيرون شو از آن ، ومعضلات كمحسنات سختيها ومسائل مشكل ودشوار ، ومنه حديث عمر : أعوذ باللّه من كلّ معضلة ليس لها أبو حسن ، يريد عليّا » ابن الأثير در نهاية بعد از نقل اين گفته : « ومنه حديث معاوية وقد جاءته مسألة مشكلة فقال : معضلة ولا أبا حسن » معرفة وضعت موضع النكرة كأنّه قال : ولا رجل لها كأبى حسن لانّ لا النافية تدخل على النكرات دون المعارف » .