جمال الدين محمد الخوانساري

421

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

است بحسب تصوّر پس گويا در آنجا تصور شده وبعد از آن بوجود آمده پس گويا از آنجا آمده . وبعد از اين كه شرح ابن فقره چنانكه گذشت نوشته شده بود بنظر رسيد كه اين فقره در نهج البلاغة نقل شده وسابق بر اين در وصف آل رسول است صلوات اللّه عليهم ودر ذكر بعضي از فضائل ايشان وبنا بر اين ممكن است كه مراد به « رائد » همان باشد كه مذكور شد وغرض از اين كلام بعد از ذكر بعضي از فضايل ايشان بيان اين باشد كه در مطلق امام وپيشوا بايد كه اين أوصاف باشد وهر كه متصف باينها نباشد اهليت آن ندارد ، يا اين كه چون نبذى از فضايل خود را فرمودند از براي ترغيب مردم در أطاعت وپيروى وشنيدن مواعظ ونصايحى كه بفرمايد ايشان را نصيحت فرمايد ايشان را باين كه بايد راست گويد هر رائدى يعنى سر كردهء هر قومي أهل خود را ، وبوده باشد چنين وچنان . يا چنانكه محقق بحراني « 1 » گفته : أمر أصحاب خود باشد كه گويا پيش آمده‌اند از براي اختيار امام حق ومنزل نيكو از براي خود وأهل خود بمتابعت أو براست گفتن يا جمعى ديگر از أهل وأصحاب خود در راه نمودن ايشان نيز بآن حضرت وذكر فضايل آن حضرت از براي ايشان وبحاضر كردن عقل خود از براي آنچه بشنوند از آن حضرت تا بفهمند وتصديق كنند بصحت آن چنانكه آن محقق گفته ، يا در هر باب چنانكه ظاهرترست باين كه بوده باشند از پسران آخرت نه پسران دنيا . يا آنچه ابن أبي الحديد گفته كه : مراد أمر هر كس باشد باين كه راست بگويد با نفس خود بأمر كردن أو به آن چه باعث رستگارى أو باشد وشتاب در آن ، ودروغ

--> ( 1 ) مراد عالم جليل بزرگ ابن ميثم بحراني ( ره ) است كه براي نهج البلاغة سه شرح نوشته است ، محدّث قمى ( ره ) در هديّة الأحباب گفته : « ميثم بن علىّ بن ميثم البحراني معروف به « ابن ميثم » عالمي است ربّانى فيلسوف متبحّر محدّث محقّق وحكيم متأله مدقّق ، جامع معقول ومنقول صاحب شروح ثلاثة بر نهج البلاغة وغيره ( تا آخر ترجمهء أو كه طويل الذيل است ) » .