جمال الدين محمد الخوانساري
420
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
عرب « 1 » ومراد بآن در اينجا امام وپيشواى هر قوم است ومراد اينست كه امام وپيشواى هر قوم بايد كه راست بگويد با أهل خود هر چه گويد بايشان ، وحاضر گرداند عقل خود را وآنچه گويد از روى عقل وخرد گويد تا صلاح ايشان در آن باشد ، وبايد كه از پسران آخرت باشد وطلب آن كند نه از پسران دنيا وطالبان آن ، و « پس بدرستى كه از آنجا آمده است » بيان وجه امر به « بودن از پسران آخرت است » وحاصل آن اينست كه : آدمي از آنجا آمده است وبه آنجا بازگشت ميكند ودنيا منزلي است كه از آن عبور ميكند پس بايد كه اهتمام أو در آبادي مستقرّ ومحلّ قرار أو باشد نه از براي منزلي كه دو روزى بيش در آنجا توقّف نكند و « آمدن أو از آخرت » باعتبار اينست كه أو از براي آن بوجود آمده پس آن مبدأ ومنشأ وجود أو شده پس گويا از آنجا آمده [ « 2 » يا اين كه چون علت غائى مقدّم
--> ( 1 ) ابن أبي الحديد در شرح اين مثل گفته : « الرائد الذاهب من الحىّ يرتاد لهم المرعى ، وفي أمثالهم : الرّائد لا يكذب أهله ، والمعنى أنّه عليه السّلام أمر الانسان بأن يصدق نفسه ولا يكذبها بالتّسويف والتّعليل ، قال الشاعر : أخي إذا خاصمت نفسك فاحتشد * لها وإذا حدّثت نفسك فاصدق » مىدانى در مجمع الأمثال گفته : « لا يكذب الرّائد أهله وهو الّذى يقدّمونه ليرتاد لهم منزلا أو ماء أو موضع حرز يلجئون إليه من عدوّ يطلبهم ، فان كذبهم صار تدبيرهم على خلاف الصواب وكانت فيه هلكتهم اى انّه وان كان كذّابا فانّه لا يكذب أهله ، يضرب فيما يخاف من غبّ الكذب . قال ابن الاعرابىّ : بعث قوم رائدا لهم فلمّا أتاهم قالوا ما ورائك ؟ - قال : رأيت عشبا يشبع منه الجمل البروك وتشّكت منه النّساء وهمّ الرّجل بأخيه يقول : العشب قليل لا يناله الجمل من قصره حتّى يبرك . وقوله : وتشكّت منه النّساء اى من قلته تحلب الغنم في شكوة ، وقوله : وهمّ الرّجل بأخيه اى تقاطع النّاس فهمّ الرّجل ان يدعو أخاه ويصله من فلّة العشب » . ( 2 ) از اين مورد تا آخر فقط در بعضي نسخ هست ودر بعضي ديگر وهمچنين در نسخهء كه بخطّ شارح ( ره ) است نيست ووجه آن چنانكه از ملاحظهء ساير موارد نيز بر مىآيد اينست كه شارح ( ره ) مطالب استدراكى را در بعضي موارد در كاغذ جداگانهء نوشته وضميمه مىكرده وآن كاغذ ضميمه گاهى ساقط مىشده است از اين جهت اختلاف در بعضي موارد بنظر مىرسد وسرّش همين است كه گفتيم وشواهدش از ملاحظهء نسخهء أصل در موارد عديده بنظر مىرسد .