جمال الدين محمد الخوانساري

391

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

مر نفس را ، وساكن كننده‌ترست مر دلها را . مراد اينست كه چشم پائين انداختن در جنگها وملاحظه نكردن أطراف ، نفس ودل را بيشتر ساكن ميكند وآرام مىدهد وخوف واضطراب را از آنها زايل ميكند ، زيرا كه بسبب ملاحظهء كشتگان وخون ريختنها ومشاهدهء ساير أحوال ايشان خوف واضطرابى بهم مىرسد كه هر گاه چشم پائين اندازد وآنها را پر نبيند چنان نشود ، و « جأش » بفتح جيم وسكون همزه وگاهى بتخفيف همزه نيز گفته مىشود بمعنى نفس ودل است ، وبر هر تقدير « ساكن كننده‌ترست مر دلها را » تأكيد سابق است وجمع آوردن « قلوب » در آخر از براي رعايت موافقت با « حروب » در اوّل و « عيوب » در فقرهء بعد است ونكتهء ديگر در آن منظور نيست . 6440 غطّوا معايبكم بالسّخاء فانّه ستر العيوب . بپوشانيد عيبهاى خود را بسخاوت ، پس بدرستى كه آن پردهء عيبهاست . 6441 غنيمة الأكياس مدارسة الحكمة . غنيمت زير كان مدارسهء حكمت است ، « غنيمت » در أصل مالي را گويند كه در جنگ بدست آيد وشايع شده استعمال آن در هر منفعت عمده ، ومراد به « حكمت » علم راست درست است ، ومراد به « مدارسهء آن » درس گفتن آنست يا درس خواندن آن يا مباحثهء آن با يكديگر وسخن گفتن در آن بهر نحو كه بوده باشد ، و « بودن آن غنيمت زيركان » ظاهرست ، چه هيچ منفعتى نزد ايشان بعلم ومذاكرهء آن نمىرسد . 6442 غارس شجرة الخير تجتنيها أحلى ثمرة . كارندهء درخت نيكى مىچيند از آن شيرين‌تر ميوهء ، زيرا كه ميوهء كه مىچيند از آن خير دنيا وآخرت است ، وچه ميوهء بآن شيرينى باشد . . . !