جمال الدين محمد الخوانساري
389
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
( وفرموده آن حضرت عليه السّلام در توحيد خداى عزّ وجلّ : ) 6432 غوص الفطن لا يدركه ، وبعد الهمم لا يبلغه « 1 » . فرو رفتن فطنتها در نمىيابد أو را ، ودورى همتها نمىرسد باو ، يعنى هر چند فطنتها فرو روند در فكرت وتأمّل ادراك نمىتوانند كرد أو را وبكنه شناخت أو نتوانند رسيد ، وهر چند قصدها وهمتها بلند شوند ودور روند باو نرسند وچگونگى ذات أقدس أو را نتوانند يافت . 6433 غرّ جهولا كاذب امله ففاته حسن عمله . فريب داده است بسيار ناداني را اميد دروغ أو پس فوت شده أو را نيكوئى عمل أو . مراد اينست كه : هر كه نيكو سعى نمىكند از براي آخرت چنين است كه اميد دروغى أو را فريب داده ومشغول شده بسعى از براي بر آوردن آن ، وبسبب آن فوت شده از أو نيكوئى عمل از براي آخرت . ومراد به « اميد دروغ » اميدهاى دنيوي است كه غالب اين است كه بعمل نيايد ، وبر تقديرى كه بعمل آيد بكارى نيايد ودر اندك وقتي باطل وزايل گردد ، پس گويا دروغ است ومطابق واقع نيست . 6434 غطاء العيوب العقل . پردهء عيبها عقل است ، يعنى كسى را كه عقل وخرد باشد عقل أو عيبهاى أو را مىپوشاند وبمنزلهء پردهايست از براي آنها . 6435 غرور الامل ينفد المهل ويدنى الاجل . فريب اميد فانى مىسازد مهلت را ، ونزديك مىگرداند اجل را . مراد اينست كه كسى را كه اميد فريب دهد اميدهاى دور ودراز وعمرى باندازهء آنها از براي خود قرار دهد ومشغول بسعى از براي آن اميدها شود وفرصت ومهلت كار خيرى
--> ( 1 ) در اوّل نخستين خطبهء نهج البلاغة باين عبارت وارد است : « الحمد للّه الذي لا يبلغ مدحته القائلون ، ولا يحصى نعماءه العادّون ، ولا يؤدّى حقّه المجتهدون ، الذي لا يدركه بعد الهمم ، ولا يناله غوص الفطن »